جستجو در دایره المعارف شهدا
تولد های روز

مطالب منتشر شده در دسته ی "شهدای قشری"

شهید حسین حمزه ای 10 ژوئن 15

شهید حسین حمزه ای

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

حسین فرزند ابوالقاسم، در شانزدهم فروردین‌‌ماه هزاروسیصدوچهل‌وهشت در روستای طاق پا به عرصۀ زندگی گذارد. تحصیلات ابتدایی را در آموزشگاه ناصرخسروی طاق گذرانید. از کودکی علاقۀ زیادی به کتاب‌خواندن داشت. برای ادامه تحصیل راهی شهر دامغان شد و مقطع راهنمایی را در آموزشگاه شهید حسن‌بیکی به پایان رسانید. قبل از آن‌که دیپلم بگیرد، برای چند سالی در همان زادگاهش در کنار پدر بزرگوارش به شغل دامداری پرداخت.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید یدالله حسن بیکی 10 ژوئن 15

شهید یدالله حسن بیکی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

در اولین روز از اولین ماه فصل بهار سال یک‌هزاروسیصدوچهل‌ودو در شهریار متولد شد. دوران کودکی را با تمامی شیطنت‌های شیرینش فارغ از دغدغه‌های فردا پشت سر گذاشت. بعد از آن پای به دبستان نهاد. او در خانواده‌ای متدین، زحمت‌‌کش، مهمان‌‌نواز و باصفا بالید و به دوران نوجوانی رسید. دوران نوجوانی او هم‌زمان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی‌ بود. او با دیگر برادرانش بسان بسیاری از جوانان میهن آوای بلند رهایی سرمی‌داد. روزها در تظاهرات شرکت می‌کرد و شب‌ها بر در و دیوارهای شهر آرزوی مردم انقلابی کشورش را نقش می‌زد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید سید ابوالفضل تقوی 9 ژوئن 15

شهید سید ابوالفضل تقوی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

برای خلیل‌الله بودن باید خدا را به معرفت بشناسی و تمام معرفت خدا همان دردی است که به بهای گران بندگی در جانت می‌‌ریزد. گاهی به فرزند‌‌داری و گاهی به فراق  فرزند؛ نه یک‌بار که چندین مرحله. ابراهیم خلیل‌الله، یک‌ بار به قربانگاه اسماعیل فراخوانده شد تا خلیل‌الله دیار ما چهار مرحله به قربانگاه برود و هر فصلی از فراق را با اسماعیلی قربانی‌‌شده به هاجر زندگی‌‌اش سلام گوید و سربلند آزمون بندگی باشد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید یدالله آخوندی 9 ژوئن 15

شهید یدالله آخوندی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

روایت‌های هشت سال مقاومت جانانه ملت رشید ایران در مقابل متجاوزان تنها روایتی از دلیری‌‌های جوانان این سرزمین نبوده‌‌ است. جوان‌مردانی که با وجود کبر سن به میعادگاه جبهه برای دفاع از اسلام و خاک گهرخیز خویش شتافته‌اند شنیدنی‌ترین روایات این دوران است.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید محمد مهدی ایثاری 9 ژوئن 15

شهید محمد مهدی ایثاری

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

ستوان‌یکم محمدمهدی ایثاری فرزند محمدعلی بیست‌وچهارم اردیبهشت هزاروسیصدوشصت‌وچهار در خانواده‌ای مذهبی در دیباج دامغان متولد شد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید عامر امین احمد 9 ژوئن 15

شهید عامر امین احمد

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

عامر در اولین روز بهار سال هزاروسیصدوچهل‌وشش در خانقین عراق در آغوش گرم مادر و چشمان بارانی پدر از فرط شادی دیده گشود. شش سال بیشتر نداشت که برای همیشه مهربان مادرش با او خداحافظی کرد. آن روزها طعم تلخ تنهایی نیز بر رنج‌های دیگر امین‌محمد و عامر اضافه ‌شده‌ بود.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید محمد حسین امیر احمدی 9 ژوئن 15

شهید محمد حسین امیر احمدی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

 محمدحسین مردی از جنس آینه و آفتاب و نور، مردی از مهر فراتر، سرافراز و صبور و دلاور. قلبش گواه آن سعادت که نصیب اوست. در بیست‌وپنجمین روز از اولین ماه سال هزاروسیصدوبیست‌وسه در روستای امیرآباد دامغان (شهر امیریه) به دنیا آمد و با ولادتش عشق متولد شد. رشادت رشد کرد و ایثار معنا گرفت.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید علیرضااکبرزاده 9 ژوئن 15

شهید علیرضااکبرزاده

بسم رب الشهداءوالصدیقین

به گواهی شناسنامه، علیرضا از اهالی تهران است اما به‌ راستی او متولد مهران بود. جایی که آسمانی شد و نقطه پرواز او بود. علیرضا متولد بیست‌وهفتم آذرماه سال چهل‌ویک در خانواده‌ای که سهم مهربانی پدر و مادر باید بین چهار برادر و پنج خواهر قسمت می‌شد، به دنیا آمد.

پدرش پیمانکار آزاد شرکت نفت و راننده کامیون بود و تمام جاده‌های زندگی را با چرخ‌های همت و تلاش در کسب روزی حلال طی می‌کرد.

از سال‌های تحصیل در مقطع متوسطه‌‌اش خیلی نگذشته‌ بود که آن مرد الهی، روح خدا، در بهمن بهارآیین آمد و درهای باغ معنا را به روی مشتاقان گشود. او در صف جوانانی قرار گرفت که دلش برای خاک وطن می‌تپید و بدین ترتیب جان علیرضا هم در بهار انقلاب شکوفا شد.

 رشد و تربیت در خانواده‌ای متدین و مذهبی زلف آرزوهای او را با شهادت گره زد. در کنار پدر مشق زندگی می‌کرد. هم کار می‌کرد و هم در کمیته‌های مردمی برای خدمت‌رسانی به مردم شرکت فعال داشت.

علیرضا در کارهای فنی مثل تعمیرات رادیو و تلویزیون  مهارت خاصی داشت. وسایل همسایگان و اهالی محل را به صورت رایگان درست می‌‌کرد.

 از ابتدای جنگ تحمیلی تا تیرماه شصت‌وپنج بارها به جبهه جنگ رفت. در سپاه گیلان‌غرب بیش از پنج سال حضور فعال داشت و به عضویت سپاه درآمد. علیرضا آرامش را در کنار دوستان و در نوازش گلوله و خمپاره و ترکش، بارها و بارها تجربه کرده‌‌ بود و زخم‌های بسیار نشان افتخار او شد تا در پیشگاه خداوند تهی‌دست نباشد.

هر چند موج انفجار منطقه نفت شهر تمام توان و حس پای راستش را گرفت و یک ماهی را در بیمارستان تهران مهمانش کرد اما میدان مبارزه تنها میعادگاه او بود و دوستان مبارزش.

جنب‌‌وجوش زیاد سبب شد تا بین دوستان معروف شود به علی چرچیل.

دی‌ماه شصت‌ودو ازدواج کرد. حالا زمزمه‌های عاشقانه‌اش را در کنار همراهی مهربان در گوش زمین و آسمان می‌خواند.

علیرضا پدری مهربان بود و مسافری بی‌قرار. همسر و فرزند و جسم زخمی و ناتوان، گواه تمام بی‌قراری‌هایش بودند.

سال شصت‌وچهار عضو پلیس قضایی شد اما هم‌چنان مسافری با کوله‌ای از جنس شهادت. کربلای۱ و خاک مهران میعادگاهش.

دهم تیرماه سال شصت‌وپنج پایان شش سال تلاش و انتظارش بود. مسافر هیچ ردی از خود بر جای نگذاشت. تنها رد زمینی‌اش سنگ مزاریست که در روستای مؤمن‌آباد دامغان او را از اهالی بهشت معرفی می‌کند.

راهش جاوید باد

ادامه مطلب
شهید علی احمدی 9 ژوئن 15

شهید علی احمدی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

علی فرزند ابراهیم، پانزدهم مهرماه سال هزاروسیصدوچهل‌ودو در روستای حسینان منطقه سرکویر دامغان به دنیا آمد. تا پنجم ابتدایی درس خواند. از سیزده‌سالگی کارگری می‌کرد. اهل دعوا نبود حتی وقتی که حرف غیرمعقولی می‌شنید و به نظر می‌رسید حق با اوست. با آرامشش شخصیت خودش را حفظ می‌کرد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید حسن ابراهیمی ورکیانی 9 ژوئن 15

شهید حسن ابراهیمی ورکیانی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

در یکی از روزهای خوب خدا، به سال هزاروسیصدوشانزده، خداوند به خانوادۀ احمدآقا فرزند پسری عطا کرد. پدر نامش را هم‌‌نام کریم اهل‌‌بیت(ع)، حسن گذاشت. حسن در آغوش گرم و مهربان مادر و در سایۀ دستان پینه‌‌بستۀ پدری زحمت‌‌کش و متدین قد کشید و بالید.

ادامه مطلب

ادامه مطلب