جستجو در دایره المعارف شهدا

مطالب منتشر شده در دسته ی "سرباز"

شهید رمضانعلی وفایی نژاد 29 ژوئن 15

شهید رمضانعلی وفایی نژاد

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید رمضانعلی وفایی نژاد. در سبزترین نقطۀ ایران جایی که جنگل و دریا الفتی دیرینه دارند و دلشان گره خورده است شهر ساری و در اولین روز بهار سال چهل و در روستایی که شهره بود به‌نام دهخدا. کودکی به‌همراه هزاران پرنده، نغمۀ زندگی سر داد. آقاباقر نامش را رمضانعلی گذاشت. رمضانعلی چند سال بعد به‌همراه خانواده به دامغان و روستای تویه‌دروار مهاجرت کردند تا سال پنجاه‌ودو در تویه‌دروار زندگی می‌کرد. تحصیلات خود را نیز در همانجا گذراند اما برای ادامۀ تحصیل به شهر رفت. دیپلمش را در رشتۀ صنایع غذایی در مشهد گرفت. او هم کار می‌کرد و هم درس می‌خواند. ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید غلامرضا قاسمی 12 ژوئن 15

شهید غلامرضا قاسمی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید غلامرضا قاسمی. علی‌‌محمد کشاورز بود و کارش گفتگوی با خاک و آب و هزاران مرتبه این هم‌‌صحبتی را به تماشا نشسته بود. در آغاز روزهای رویش و زنده شدن زمین و رستن گیاهان از دل خاک، علی‌‌محمد نیز صاحب فرزندی شد. محل زندگی‌‌شان روستای مهماندویه دامغان بود. در اولین روز روییدن زمین به تاریخ سال چهل‌‌وچهار خورشیدی، علی‌‌محمد صاحب پسر دومش شد و نامش را غلامرضا گذاشت. ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید بهرام علی میرزایی 12 ژوئن 15

شهید بهرام علی میرزایی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید بهرام علی میرزایی. در سی‌‌ام شهریور چهل‌‌وشش بود که ناگاه صدای گام‌‌های نازک یک فرشته بر روی زمین، نرم و آهسته پشت در خانۀ حسینعلی به صدا درآمد، نشان از زمینی شدنش داشت. نوازش گرم صدای نوزاد با طلوع صبح ار روزنه‌‌های پنجره دیدنی شده بود و شنیدنی. نامش را بهرام گذاشتند تا یادشان نرود او امانتی است در زمین. ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید امیرحسین علی محمدی 12 ژوئن 15

شهید امیرحسین علی محمدی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید امیرحسین علی محمدی. امیرحسین اولین فرزند اسماعیل، قطره‌‌ای از اقیانوس بی‌‌انتهای نعمت‌‌های خداوندی بر سفرۀ وجودی آقااسماعیل نشست و منعمش گرداند. امیرحسین عصارۀ رنج مادر بود و ایمان پدر، پس آنی شد که باید بر خوان ایمانشان  و بارور شد به خوشنامی آل طاها و رشد یافت تا دوازده‌‌سالگی. در تهران زاده شده بود و تحصیلاتش را تا پایان دورۀ راهنمایی با موفقیت گذرانده بود اما در سه‌‌سالگی رنج عظیمی بر او گذشته بود از جنس فراق. دستان مهربان مادر و گرمی نفس‌‌هایش تنها سه سال همراه امیرحسین بود و بعد از آن لحظه‌‌هایش خالی و سرد و تنها با یاد مادر پر می‌‌شد اما این درد دوری سبب شد تا امیر محکم‌‌تر گام بردارد. ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید ابوالفضل طوسی 12 ژوئن 15

شهید ابوالفضل طوسی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید ابوالفضل طوسی. سال چهل هجری شمسی مردادماهش را تجربه می‌‌کرد. در بیست‌‌و هشتمین روزش ابوالفضل در خانۀ آقامحمدعلی چشمانش را باز کرد. خانم شاکری فرزند سوم را در حالی در آغوشش می‌‌فشرد که زیر لب شکر خدا را می‌‌گفت اما اشک‌‌های جاری روی صورتش پیام‌‌آور فراغی زودرس بود. ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید حسین حمزه ای 10 ژوئن 15

شهید حسین حمزه ای

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

حسین فرزند ابوالقاسم، در شانزدهم فروردین‌‌ماه هزاروسیصدوچهل‌وهشت در روستای طاق پا به عرصۀ زندگی گذارد. تحصیلات ابتدایی را در آموزشگاه ناصرخسروی طاق گذرانید. از کودکی علاقۀ زیادی به کتاب‌خواندن داشت. برای ادامه تحصیل راهی شهر دامغان شد و مقطع راهنمایی را در آموزشگاه شهید حسن‌بیکی به پایان رسانید. قبل از آن‌که دیپلم بگیرد، برای چند سالی در همان زادگاهش در کنار پدر بزرگوارش به شغل دامداری پرداخت.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید یدالله حسن بیکی 10 ژوئن 15

شهید یدالله حسن بیکی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

در اولین روز از اولین ماه فصل بهار سال یک‌هزاروسیصدوچهل‌ودو در شهریار متولد شد. دوران کودکی را با تمامی شیطنت‌های شیرینش فارغ از دغدغه‌های فردا پشت سر گذاشت. بعد از آن پای به دبستان نهاد. او در خانواده‌ای متدین، زحمت‌‌کش، مهمان‌‌نواز و باصفا بالید و به دوران نوجوانی رسید. دوران نوجوانی او هم‌زمان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی‌ بود. او با دیگر برادرانش بسان بسیاری از جوانان میهن آوای بلند رهایی سرمی‌داد. روزها در تظاهرات شرکت می‌کرد و شب‌ها بر در و دیوارهای شهر آرزوی مردم انقلابی کشورش را نقش می‌زد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید علی احمدی 9 ژوئن 15

شهید علی احمدی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

علی فرزند ابراهیم، پانزدهم مهرماه سال هزاروسیصدوچهل‌ودو در روستای حسینان منطقه سرکویر دامغان به دنیا آمد. تا پنجم ابتدایی درس خواند. از سیزده‌سالگی کارگری می‌کرد. اهل دعوا نبود حتی وقتی که حرف غیرمعقولی می‌شنید و به نظر می‌رسید حق با اوست. با آرامشش شخصیت خودش را حفظ می‌کرد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید سید آقابزرگ میرانی 22 می 15

شهید سید آقابزرگ میرانی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید سید آقا بزرگ میرانی فرزند سید آقا میر در آغازین روزهای سال ۱۳۴۰ در روستای علیان دامغان دیده به جهان گشود. او بعد از سپری کردن دوران ابتدایی در روستا برای ادامه تحصیل به دامغان آمد ولی به دلیل وضعیت بد اقتصادی خانواده درس و تحصیل را رها کرد و در همان دامغان مشغول به کار شد. بعد از چندی با توجه به علاقه شدیدش به تحصیل علم همزمان با کار، شبانه تا مقطع چهارم دبیرستان درس خواند. ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید فرهاد لطفی 18 می 15

شهید فرهاد لطفی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید فرهاد لطفی فرزند نصرت‌الله در ۱۳۴۰/۱۲/۲۵ فرهاد در خانواده­ای متدین و فرهنگی به دنیا آمد. پدرش از اهالی فرهنگ و ادب و از مؤمنان روزگارخدا بود. پدر برای ادامۀ تحصیل همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. فرهاد نیز مقطع­ابتدایی تا دیپلم را با نمرات عالی در تهران به پایان رساند. ادامه مطلب

ادامه مطلب