جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید یعقوب اسفندی

فرازی از وصیت نامه:
شهید یعقوب  اسفندی

و نماز را از ياد نبريد كه بالاترين فريادهاست. خواهرم مي‌‌خواهم همچون زينب باشي و او را بشناسي و مقلدش باشي و تحمل صبرش را در مصيبت به آن بزرگي كه كربلا كه جلوي چشمش اتفاق افتاد سر مشق خود قرار دهيد و با حفظ حجاب و نجابت و عفت خدا را خشنود نمايي. 

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :یعقوب  اسفندی
نام پدر :قدیر
تاریخ تولد :۱۳۴۳/۱۲/۱۰
محل تولد :دامغان 
شغل :محصل
وضعیت تاهل :مجرد 
مسئولیت :فرمانده دسته پیاده
سن :۱۹ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۲/۱۲/۱۷
محل شهادت :جزیره مجنون 
نام عملیات :خیبر
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش به پا

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای دامغان 

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید یعقوب اسفندی

برف می‌گریزد از سایه‌های ابر، آینه بندانی‌ست در بالا محله به برکت قندیل‌های یخ در گفتگوی باد و آب. قدیر بی قرارتر از همه به پیچ و تاب‌های درخت تاک و خواب زده حیاط خیره مانده است.

برف بی صدا بر زمین سرد می‌نشیند. به ناگاه غنچه‌ای در دهمین روز اسفند چهل‌وسه شکوفا می‌شود. یعقوب در روزهای خوب زمین پای برای جستجو و زیستن می‌گذارد. ساده و سخت مثل تمام آسمان آبی و مثل تمام زمین نرم و سخت. دو ماه بعد قدیر مهربان، چشمانش را برای همیشه رو به آسمان گشود و یعقوب دفتر زندگی را بدون پدر باید ورق می‌زد.

نبودن‌های قدیر تعبیر ساده‌ای از رنج‌ها و اشک‌های بی صدا و سکوت مادر نبود. یعقوب در خاموشی لحظه‌ها همدرد مادر شده بود. تحصیلاتش را تا سوم دبیرستان ادامه داد. او دانش‌آموز ممتاز رشته علوم انسانی دبیرستان شریعتی بود. به مسجد محل که می‌رفت دوستانش را می‌دید که راهی جبهه شده‌اند. یعقوب ناگهان پی فرصتی عجیب، یوسف دلش مثنوی وصل را سرود. بهمن سال شصت داوطلب شد. شصت روز مثنوی‌اش را به رنگ سرخ و به گرمی خورشید سرود.

کرانی ندارد بیابان ما

قراری ندارد دل و جان ما

چگونه زنم دم که هر دم به دم

پریشان تراست این پریشان ما

(مولانا)

این تک تیر انداز جوان یعقوب وار غم‌های کهنه و جا مانده فراق را در سینه خاکریزهای گرم و آفتاب خورده میدان رزم و در محراب اشک و تسبیح و جنون پنهان نمود. آبان ماه شصت‌ویک از نو خرقه عاشقی بر تن نمود. صدودو روز به مریدی اهل قبیله جنون پیوست تا شاید چله نشینی‌اش پایان یابد.

سرانجام قصه فراق یعقوب و نسیم خوش وصل یوسفش در سومین اعزام رقم می‌خورد و این در حالی بود که سومین مرحله بیست‌وهفت روز بیشتر طول نکشید. و یعقوب در جزیره‌ای که مجنونش نامند یعقوب وار به وصال یوسفش رسید و در عملیاتی که خیبریون گرد شمع وجود یار پروانه وار رقصیدند و پر سوختند او نیز رقص کنان در آغوش معبود جای گرفت و جزیره تنها شاهد این عشق بازی قبیله جنون بود. ‍یعقوب ده روز بعد در حالی که مسرورترین بود به واسطه این وصل شیرین در گلزار شهدای شهر آرام گرفت و اهالی بالا محله در هفدهمین روز اسفند شصت‌ودو در زیر بارش آرام و بی صدای برف بر رفتن عاشقانه‌اش مویه کردند.

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحيم

ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون.

با نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و با درود و سلام به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران امام خميني و مردم شهيد پرور و شريف و مبارز ايران در اين مرحله از زمان انسان متعهد بايد تصميم نهايي خود را اتخاذ كند، يا درجه والاي شهادت ، يا ذلت و خواري يكي از اين دو راه .

من به عنوان يك مسلمان مقلد امام راه اغول را اتخاذ كردم و او با عشق به شهادت در مرز به جنگ با عمال و در داخل باز با دست نشاندگان آمريكا و شوروي به مبارزه پرداختم. مگر ما از  امام حسين (ع) بالاتريم يا ارزش خونمان بيشتر است؟

اي مردم مسلمان ما براي خاك نمي جنگيم ما براي اسلام عزيز مي جنگيم. اگر پيروز شديم و اگر پيروز نشديم شهيد هستيم و نزد خداي بزرگ روزي مي خوريم. مادر مهربانم كه دائما برايم ناراحتي مي‌‌كني بدان‌‌كه اجر تو بيشتر خواهدبود، خداوند هركس را دوست مي‌‌دارد و مي‌‌خواهد به او كرامت كند و او را در ترفيع درجه اي بدهد او را با سختي‌‌ها از قبيل نقصان مال يا بعضي با گرفتن عزيزي و يا … او را مي‌‌آزمايد.

مادر اميدورارم كه ما هم جزء اولياءالله باشيم و از اين امتحان رو سفيد در‌‌آييم و تو هم در نزد خدا سربلند باشي و در اين گونه امتحانات موفق باشي پس چندان ناراحت نباش كه خدا صبرت مي دهد. نمي‌‌گويم گريه نكن اما مادر گريه‌‌ات طوري نباشد يا در محلي نباشد كه دشمن را شاد كند. برادرانم سعي كنيد درك كنيد! كه راه خدا بهترين راه‌‌هاست هميشه پوينده در اين راه باشيد و قران زياد بخوانيد زيرا بهار دل‌‌هاست .

و نماز را از ياد نبريد كه بالاترين فريادهاست. خواهرم مي‌‌خواهم همچون زينب باشي و او را بشناسي و مقلدش باشي و تحمل صبرش را در مصيبت به آن بزرگي كه كربلا كه جلوي چشمش اتفاق افتاد سر مشق خود قرار دهيد و با حفظ حجاب و نجابت و عفت خدا را خشنود نمايي.

و از همه مردم مي‌‌خواهم بر ريسمان متين الهي چنگ بزنيد و از تفرقه بپرهيزيد وگرنه مديون خون شهدا هستيد و امام را هرگز فرامش نكنيد و همواره او را دعا كنيد.

خدايا خدايا تو را بجان مهدي تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار

براي حفظ اسلام  از عمر ما بكاه و به عمر او بيفزا

والسلام  عليكم و رحمه الله و بركاته

يعقوب اسفندي 60/12/29

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.