جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید محمود امی

فرازی از وصیت نامه:
شهید محمود  امی

مادرم نمي‌گويم گريه نكن اما در مقابل منافقين هم‌چون كوهي استوار بايست تا نباشد كه خيال كنند ملت ما از شهادت مي‌ترسد. مادرم حرف رهبر را به ياد آر كه مي‌فرمايد مكتبي كه شهادت دارد اسارت ندارد.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :محمود  امی
نام پدر :غلامعلی
تاریخ تولد :۱۳۴۵/۰۱/۰۱
محل تولد :روستای وامرزان دامغان
شغل :محصل
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :تک تیرانداز
سن :۱۷ سال
خانواده چند شهید :دو شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۲/۰۱/۱۰
محل شهادت :پاسگاه زید 
نام عملیات :پدافندی
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش به سر

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای دامغان

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید محمود امی

حاج غلامعلی روحانی دریادل آهوانو، چتر مردانگی‌اش بر خانه ملک‌جهان در روستای وامرزان گسترانیده شده بود و سال‌ها بود که با او هم قسم شده و در زیر آفتاب و میان هزاران جلوه‌گری انعام خداوندی بین آسمان و زمین منعم بودند و شکرگزار.

محمود در بهاری‌ترین ثانیه‌های خاک پا به دامان ملک‌جهان گذاشت و حاج غلامعلی ایمان داشت به قطره‌های فانوسی که بر آسمان خانه‌اش می‌بارید.

نامش را محمود نهاد و همچنان حاجی لبش باز بود به ذکر مدام. محمود در کنار پدر، مدرس حوزه، درس عشق به آل‌الله و پیمودن مسیر سبز ایمان را می‌آموخت؛ چونان دردمندی که با دست ره‌گشای یار، درمان می‌پذیرد.

تحصیلات ابتدایی را در وامرزان گذراند. برای ادامه تحصیل و کار به دامغان آمد. هم درس می‌خواند و هم کار می‌کرد. این نوجوان در کنار پدر و برادر خود در خط سرخ انقلاب قرار گرفت. پس از هجرت سرخ برادرش احمد تاب ماندن نداشت. حالا حاج غلامعلی شیخ عباپوش شهر و آبادی، چلچراغی از نور در دست باید مهیای رنجی دیگر می‌شد؛ رنجی که درمان آن راز بود و نیاز در محراب اشک.

محمود عازم رفتن شد. سوم دبیرستان بود که رفت. فروردین شصت‌ودو درست هفده بهار از روزی که حاج غلامعلی شاهد درخشش نور فانوس محمود در آسمان خانه‌اش بود می‌گذشت و لبخندهای ملک‌جهان و گریه‌های بی قرار محمود و حالا در بهار شصت‌ودو باز تمام آسمان بی تاب محمود شده‌اند و آغوش گشوده‌اند برای ورودش و محمود بی قرارتر برای این هم آغوشی و در ثانیه‌های شگفت، محمود در سکوت مبهم عرشیان به زیباترین لحظه‌ها لبخند زد. پیکرش در میان عشاق شهر بدرقه شد. نگاهش هر جمعه میزبان دل‌های پر درد و منتظر و چشمان بارانی نشسته است.

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

           يا ايها الذين آمنوا اطيعوا ا... و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم .

اي كساني كه ايمان آورده ايد اطاعت كنيد خداي را و رسول را و اولياء امر را پس از شكر و حمد خداي تعالي و با درود و سلام فراوان به محضر حضرت محمد(ص) و حضرت مهدي(عج) و نايب بر حقش حضرت نايب الامام روح ا... الموسوي الخميني.

به فرمان رهبر انقلاب حضرت امام كه فرمودند: «جوان‌ها به جبهه بروند و اين جنگ را خاتمه بدهند كه فردا دير است» و به خاطر دفاع از مكتب خون‌بار و ميهن اسلامي‌ام مي‌روم تا ادامه دهنده خط سرخ  شهدا باشم و مي‌روم تا خط امام بماند. مادرم مي‌دانم داغ فرزند بسيار دشوار است. مادرم نمي‌گويم گريه نكن اما در مقابل منافقين هم‌چون كوهي استوار بايست تا نباشد كه خيال كنند ملت ما از شهادت مي‌ترسد.

مادرم حرف رهبر را به ياد آر كه مي‌فرمايد مكتبي كه شهادت دارد اسارت ندارد. پدرم مي دانم براي پرورش من چه زحماتي كشيدي ولي به ياد آر كه حضرت اميرالمومنين(ع) در نخلستان‌ها روزها با دهان روزه كار مي‌كرد و حسين‌بن‌علي(ع) را پرورش و تربيت نمود كه مرگ سرخ را بر بيعت با يزيدبن‌معاويه ترجيح داد. ما نيز به پيروي از امام حسين(ع) مرگ سرخ را به تن به ذلت دادن ترجيح  مي‌دهيم.

برادرم! سلاح بر زمين افتاده‌ام را برگير. تن به ذلت و خواري مده كه اين ارثي است از مولاي‌مان حسين(ع) به ما رسيده است. خواهرم حجاب تو كوبنده‌تر از سرخي خون من  است هموطنم اسلام را پشتيباني كن كه دين رسول خداست و مگذار منافقين در وحدت شما رسوخ كنند و باعث تفرقه بين شما شوند كه تفرقه ما را هلاك خواهدكرد و خلاصه همكلاسيم سنگري كه تو داري همانند سنگر من است مگذار منافقين در سنگر تو راه يابند كه باعث سقوط فرهنگمان خواهد شد. همكلاسيم درس بخوان و درس بخوان تا در آينده بتواني خدمتي شايان به كشور و اسلاممان كني و از وابستگي نجاتمان دهي.

به اميد روزي كه كره زمين در زير سايه پرچم لا اله الا الله، محمد رسول الله و رهبري حضرت

مهدي ارواحنا له الفداء درآيد.

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.