جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید محسن حسن بیگی

فرازی از وصیت نامه:
شهید محسن  حسن بیگی

خدا را شکر کنید و به یاد خدا باشید این راه که من رفتم راه خداست.  

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :محسن  حسن بیگی
نام پدر :باقر
تاریخ تولد :۱۳۳۱/۱۲/۰۴
محل تولد :دامغان
شغل :پاسدار
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :تک تیرانداز
سن :۲۷ سال
خانواده چند شهید :دو شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۵۹/۰۲/۰۴
محل شهادت :سنندج 
نام عملیات :پدافندی
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت تیر

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای دامغان

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید محسن حسن بیگی در تاریخ ۱۳۳۱/۱۲/۰۴  در شهرستان دامغان در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدر شهید کشاورز، مادر ایشان خانه دار بودند. روزها همراه پدرش به کار کشاورزی مشغول بود و به همین دلیل شب ها درس می خواند. او تا مرحله اخذ دیپلم پیش رفت ولی نتوانست دیپلم بگیرد.

خانواده ایشان در زمان انقلاب از لحاظ سیاسی و مذهبی فعالیت خوبی داشتند.آنها از طریق مهره های انقلابی شناخته شده از اعلامیه های حضرت امام مطلع می شدند و فرمان های ایشان را اجرا می کنند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ودرگیری های مهاجمین ، او با برادران سپاه پاسداران به کردستان عزیمت نمود و پس از برگشتن از آنجا به عضویت سپاه پاسداران درآمد.

بیست‌‌وهشت ماه در جبهه‌ها حضور فعال داشت. سرانجام در تاریخ  ۱۳۵۹/۰۲/۰۴ درخط پدافندی در سنندج به شهادت رسید. مزارش در گلزار شهدای زادگاهش است.

 

 

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسمه قاسم الجبارین

خدمت پدر و مادر و برادر و خواهر گرامی سلام عرض می‌کنم. ان‌‌شاءالله که هیچ‌‌گونه نگرانی از بابت من نداشته باشید و هیچ از برای من گریه و ناله نکنید. خدا را شکر کنید و به یاد خدا باشید این راه که من رفتم راه خداست. و هر فرد مسلمان و با ایمان می‌بایست که این راه را بپیماید. فقط تنها سفارش من به شما این است که در همه حال به یاد خدا باشید و هیچ موقع از یاد خدا خارج نشوید. این وصیت نامه را بدهید به عباس تا اجرا کند. عباس‌‌جان به ننه و بابا دلداری بده و ایشان را راهنمایی کن تا به یاد خدا باشند. عباس 660 تومان از حاج احمد می‌خواستم و سه هزار تومان از رمضان طاهر زاده و ده هزار تومان توی ساک دارم خرج عزا و چهلم من کنید و اگر چیزی ماند به مستضعفین بدهیدو در ضمن 100 تومان به رمضان امانی بدهید و 50 تومان به حسین ناظمی بدهید. 300 تومان از محمد سلمری می‌خواهم از او بگیرید پس پول عزا و چهلم را بدهید و اضافۀ آن را به مستضعفین بدهید. عباس جان دیگر بیشتر از این راجع به بابا و ننه به تو سفارش نمی‌کنم در ضمن یک دست لباس پیش رضا دارنده دارم پول دوخت را بدهید و لباس را بگیرید بیشتر از این مزاحم تو نمی‌شوم دیگر عرضی ندارم. چند نکته وصیت به عنوان سفارش به پدر و مادر خود دارم اگر شهید شدم برای من ناراحت نباشید و دل خود را برای امام حسین گریه کنید چون دشمن به خاک و ناموس ما حمله کرده و ما باید به وظیفه خود عمل کنیم و از اسلام و وطن خود دفاع کنیم و به فرماندهی امام امت فرمانده کل قوا به جنگ ادامه داده و تا پیروزی ادامه دهیم امام امت را تنها نگذاریم و پشتیبانی خود را همیشه از امام اعلام داریم و گوش به حرف ایشان باشیم مادرم گریه برای من نکن و برای امام حسین گریه کن.

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.