جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید علی رضایی

فرازی از وصیت نامه:
شهید علی رضایی

كساني كه اسلام واقعي را شناخته‌‌اند و ايمان آورده‌‌اند شجاع هستند و اگر كساني مسلمان باشند و شجاع نباشند دروغ مي‌‌گويند چون مسلمان از هيچ چيز نمي‌‌ترسد به جز اسلام. پس حالا كه ما ادعاي مسلماني مي‌‌كنيم ‌‌بايد مرگ را بزرگ‌‌ترين نعمتي بدانيم كه خداوند بر ما عطا كرده‌‌است پس چه بهتر است كه اين نعمت همراه با شهادت نصيب انسان‌‌ها بشود.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :علی رضایی
نام پدر :حسن
تاریخ تولد :۱۳۴۲/۰۶/۲۰
محل تولد :روستای آهوانوی دامغان
شغل :پاسدار
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :فرمانده گروهان پیاده - ل 17
سن :۲۱ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۳/۱۲/۲۲
محل شهادت :شرق دجله
نام عملیات :بدر
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش به سینه

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا :آهوانو
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای روستای آهوانو

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید علی رضایی فرزند حسن در تاریخ ۱۳۴۲/۰۶/۲۰ در روستای آهوانو،از توابع شهرستان دامغان چشم به جهان گشود. خانواده او بسیار مذهبی بودند.بنابراین شهید با توجه به محیطی که در آن قرار گرفته بود،به فردی مومن و معتقد به ارزشهای اسلام و انقلاب مبدل شده بود. شهید دوران کودکی و همچنین تحصیلات ابتدایی را در روستا گذراند.بعد از آن به اتفاق خانواده به شهر دامغان مهاجرت کردند.

شهید در دامغان تحصیلاتش را ادامه داد و با وجود مشکلات شدید اقتصادی و معیشتی که بر زندگی شان حاکم بود، علاقه ی زیادی به درس و مدرسه از خود نشان می داد و در این راه بسیار با اراده و مصمم قدم برمیداشت. دوره ی راهنمایی و دبیرستان هم با موفقیت کامل سپری شد و او توانست مدرک دیپلم خود را دریافت کند.او در دوران تحصیل یکبار داوطلبانه از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توفیق حضور در جبهه نبرد حق علیه باطل را پیدا کرد. اما بعد از تحصیل هم این عرصه را مهیا دید که بتواند در کنار دیگر همرزمان غیور خود،در راه آزادی و اقتدار این مرز و بوم قدم برداردو در این عرصه مفید واقع شود.

بنابراین با وجود این که تازه ازدواج کرده بود،به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دامغان درآمد.پس از آن تمام مدت در خدمت در خدمت رزمندگان در مناطق جنگی بود و به عنوان فرمانده گروهان شهید مهرابی خدمت می کرد. او سرانجام در تاریخ ۱۳۶۳/۱۲/۲۲ در عملیات غرور آفرین بدر(شرق دجله) در اثر اصابت ترکش به سینه به شهادت رسید. پیکر پاک شهید پس از تشییع در روستای آهوانو آرام گرفت.

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسمه تعالی

سخنان پر ارزش كه در سر لوحه اين ورقه است مرا از حاشيه رفتن بيش اندازه معذور مي‌‌دارد و حال هم چند كلمه‌‌اي حاشيه به نيت وصيت‌‌نامه مي‌‌نويسم.

با درود به رهروان راه حق و حقيقت و با سلام بر امام و امت هميشه در صحنه امام و با سلام برتمام آزاد مردان ايران زمين و امت حزب‌‌الله كه با انتخاب كردن راه درست زندگي و روشنگري كامل و انديشه راسخ در اين جهان پر هرج و مرج باعث شدند كه ما هم به اندازه‌‌اي راه درست زندگي كردن را بياموزيم و با درود بر محمد(ص) فرستاده خداوند و اين نعمت پر ارزش كه خداوند براي بشر درروي زمين انتخاب كرد و به او آموخت قرآن را و آن چراغ هدايت را كه ثمره آن را هم اكنون فرزندان ايران زمين در اين زمان و در دوراني كه ظلمت همه جا را فراگرفته و غم و اندوه دنياي ماديون پرستان را پر كرده جوانان ايران زمين چون فرشتگان درخشان كه در بعضي موارد از فرشتگان هم درجه آن‌‌ها بالاتر مي‌‌رود چنان به كام مرگ مي‌‌روند كه هيچ انساني درروي زمين نمي‌‌تواند بگوييد چيزي را در زندگي آن‌قدر دوست داشته كه از اشتياق اين فرزندان عزيز به مرگ بيشتر باشد آنچه كه اين حركت را به وجود آورده اسلام و اعتقاد جوانان عزيز به زندگاني جاودانه است كه هيچ چيز در اين دنيا لب تشنه و دل گرسنه آن‌‌ها را آرام نمي‌‌دهد مگر شهادت.

وقت بسيار كم است يعني اين وصيت‌‌نامه يك ساعت قبل از  به خط مقدم رفتن نوشته شده من پيام‌‌هاي زيادي دارم كه متأسفانه در اين وقت كم نمي‌‌توانم آن‌‌ها را بيان كنم فقط اين را مي‌‌خواهم به تمام خويشاوندان و دوستان و بالخصوص پدر و مادر عزيزم  بگوييم كه من راه را بعد از پيمودن چاه‌‌هاي بسيار با چشم باز و انديشه‌‌اي آميخته با شناخت بر جوامع انتخاب كردم  و دوست دارم كسي در پيش خودش نگويد كه فلان‌‌كس در مسائل با اطلاع نبود، من همه چيز و همه نيرنگ‌‌ها را ديدم و طرز به كاربردن آن‌‌ها را هم بهتر از كساني كه به كار مي‌برند بلد بودم اما فرهنگ اصيل اسلام و همچنين حركت‌‌هاي انسان كاملي چون حضرت امام خميني بود كه دست مرا گرفت و از تمام چاه‌‌ها كه در داخل آن‌‌ها همراه با خنجرهاي تيز و مارهاي قوي بود نجات داد و تا اندازه‌‌اي در راه انسانيت قرار داد كه باز هم خجالت مي‌‌كشم از خداوند و پيامبرانشان با اين همه گمراه‌‌ها و ناداني‌‌ها كه از تاريخ لجن‌‌زار زندگي من سرچشمه مي‌‌گيرد چگونه به عنوان سرباز اسلام پيش آن‌‌ها سربلند كنيم.

اميدوارم كه تمام انسان‌‌هايي كه مرا مي‌‌شناسند اگر بدي از من ديده ‌‌اند مرا ببخشند و از تمام انسان‌‌هايي كه وصيت‌‌نامه مرا براي آن‌‌ها مي‌‌خوانند مي‌‌خواهم كه از خداوند بخواهند مرا ببخشند و از گناهانم كه بسيار سنگين است درگذرند.

حدود 15000 تومان پول بانك دارم و 14000 تومان كه آن را خرج خواهر مريضم بكنيد.

به اميد پيروزي و زماني كه مهدي صاحب الزمان ظهور كند و تمام انسان‌‌ها را از بند اسارت نجات دهد خداحافظ.

از پدر و مادرم خواهش مي‌‌كنم مرا ببخشند و در ضمن هيچ وقت به اطراف خود نگاه نكنند و نظر بدهند كساني كه اسلام واقعي را شناخته‌‌اند و ايمان آورده‌‌اند شجاع هستند و اگر كساني مسلمان باشند و شجاع نباشند دروغ مي‌‌گويند چون مسلمان از هيچ چيز نمي‌‌ترسد به جز اسلام. پس حالا كه ما ادعاي مسلماني مي‌‌كنيم ‌‌بايد مرگ را بزرگ‌‌ترين نعمتي بدانيم كه خداوند بر ما عطا كرده‌‌است پس چه بهتر است كه اين نعمت همراه با شهادت نصيب انسان‌‌ها بشود.

به اميد روزي كه اسلام بر جهان حاكم شود

علي رضايي

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.