جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید علی خلمی

فرازی از وصیت نامه:
شهید علی خلمی

پيام من به ملت شهيدپرور ايران اين است امام را تنها نگذرايد و هميشه در صحنه باشيد و اختلافات را كنار بزنيد و وحدت را حفظ كنيد و خواهران حجاب را حفظ كنيد كه حجاب خواهران از خون دادن ما بهتر و مهم‌‌تر است.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :علی خلمی
نام پدر :حسین
تاریخ تولد :۱۳۳۶/۰۷/۱۷
محل تولد :کلاته
شغل :کارمند آموزش و پرورش
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :تک تیرانداز
سن :۲۹ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۵/۱۰/۰۴
محل شهادت :شلمچه
نام عملیات :کربلای ۴
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت تیر و ترکش

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای کلاته

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید علی خلمی فرزند حسین در تاریخ ۱۳۳۶/۰۷/۱۷  در کلاته از توابع شهرستان دامغان چشم به جهان گشود. کودکی وی در کلاته سپری شد، او در همان جا پا به عرصه تحصیل گذاشت . شهید به امر تحصیل علاقه مند بود، اما گویی مشکلات زندگی قصد نداشت این اجازه را به او بدهد.

بنابراین بعد از این که دوره ی ابتدایی را به پایان رساند، مجبور به رها کردن درس و مدرسه شد. وی بعد از این ماجرا برای این که کمکی به اقتصاد خانواده بکند به شغل کارگری روی آورد. او به سختی کار می کرد تا کمی از مشکلاتی که بر روی دوش خانواده اش سنگینی می کرد کاسته شود و این روند تا زمانی ادامه یافت که به سن خدمت سربازی رسید .

شهید در همین دوره بود که ازدواج کرد،که حاصل این وصلت فرخنده ۴ فرزند پسر و یک دختر بود که بعنوان یادگار از او باقی مانده اند. با اتمام دوره ی سربازی ، شهید تصمیم گرفت به اتفاق خانواده به دامغان نقل مکان کنند.

شهید مدت کمی بعد از عزمیت به دامغان به استخدام آموزش وپرورش درآمد. با اوج گیری حملات وحشیانه  مزدوران بعثی عراق در پی جنگ تحمیلی تصمیم گرفت به یاری دیگر غیور مردان ایران اسلامی بشتابند. به همین منظور از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دامغان پا به عرصه ی ایثار و مجاهدت در راه خدا و میهن گذاشت. او سرانجام در تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۰۴  در منطقه عملیاتی کربلای ۴ شلمچه به شهادت رسید

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم الله الرحمن  الرحيم

« الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئك هم الفائزون »

آنان كه ايمان آوردند و از وطن هجرت گزيدند و از وطن هجرت كردند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد كردند آن‌‌ها را نزد خدا مقام بلندى است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمند دو عالمند.

به نام خداوند بزرگ و هستى‌‌بخش جهان و با درود و سلام بر جميع پيامبران و دوازده امام به خصوص امام زمان و نايب برحقش امام خمينى اين خورشيد درخشان كه با پرتوش  روشن ساخت ايران را از تاريكى و ظلمت‌‌ها تحقق بخشيد دين اسلام را براى ما عزت و فضيلت و افتخار آورد و به ما بها داد هم در دنياى امروزى و هم در آخرت ما.

هدف و انگيزه به جبهه آمدن من براى رضاى خدا و به خاطر خدا  هست هم‌‌چون دعوت پيامبرم حضرت محمد و امامانم در راه و جهاد در راه خدا  لبيک گفته‌‌ام و نداى هل من ناصرا ينصرنى امام حسين و امام خمينى را لبيك گفته‌‌ام و آدم‌‌هايى كه شايد فضل خدا شامل حال من مي‌‌شود و شما اى عزيزان و اى پدر و مادر و اى برادر و اى همسر و فرزندانم براى من گريه نكنيد و ناراحت نباشيد بلكه خوشحال و شاد باشيد كه در راه خدا آمده‌‌ام كشته شدم چه راهى از اين بهتر و چه مرگى از اين پر افتخار و باعزت و با فضيلت تر.

اى عزيزان من مال خود نيستم مالك من خداست صاحب و همه چيز من خداست و آنچه دارم از آن خداست اگر سر دادم از مال خداست اگر جان دادم اين جان از مال خداست  من چيزى ندارم جز گناه و واقعاً رو سياه هستم در نزد خداى كريم و تنها آرامش خود را در ياد و راه خد ا مى بينم و  مى‌‌دانم.

پيام من به ملت شهيدپرور ايران اين است امام  را تنها نگذرايد و هميشه در صحنه باشيد و اختلافات را كنار بزنيد و وحدت را حفظ كنيد و خواهران حجاب را حفظ كنيد كه حجاب خواهران از خون دادن ما بهتر و  مهم‌‌تر است.

 پيام من به خانواده گراميم اين است و از شما مى‌‌خواهم كه امام را تنها نگذاريد و دين اسلام را در هرحال يارى كنيد و آنچه خدا و رسولش گفته‌‌اند عمل كنيد و هميشه پشتيبان ولايت فقيه و روحانيت باشند و تنها راه نجات و سلامتى و ايمنى همه ما در دين ماست كه بايد آن را خوب حفظ و نگهدارى و به آن عمل كنيم.

سفارشم به همسر و دخترم و خواهرانم اين است كه حجاب خود را حفظ كنند و با بى‌‌حجابشان شيطان را خوشحال نكنند كه شيطان دشمن هميشگى است.

پدر و برادرم قربان خلمى را وكيل و وصى و ناظر خود قرار مى‌‌دهم و از برادرم قربان خلمى مى‌‌خواهم كه زن و بچه‌‌هاى مرا به حال خودشان نگذارند و آنان را راهنمايى و نگهدارى كنند.

و از فرزندانم مى‌‌خواهم كه حرف برادر قربان گوش كنند و آنچه مي‌‌گويد حرف او حرف و گفت من است و از شما مى‌‌خواهم.

و اى فرزندان عزيزم كه تا آنجا كه مى‌‌توانيد درپى علم و دانش كوتاهى نكنيد و درس بخوانيد و يك فرد خوب و ديندار فردى مفيد و براى دين و ميهن و جامعه خود باشيد و هميشه طرفدار حق و دين باشد از يارى و كمك به مستضعفين كوتاهى نكنيد.

والسلام

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.