جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید عبداله مجاهد

فرازی از وصیت نامه:
شهید عبداله مجاهد

خدا شما را از شر پليدي‌‌ها دور نگهدارد. خدايا ما را در اجرا برنامه‌‌هاي دينت ثابت‌‌قدم بدار و هيچ‌‌گاه ما را به حال خود وامگذار. خدايا خود را به تو مي‌‌سپاريم و به سوي تو بازگشت مي‌‌كنم كه بازگشت همه به سوي تو است.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :عبداله مجاهد
نام پدر :غلامحسین
تاریخ تولد :۱۳۴۳/۰۱/۱۵
محل تولد :روستای زرگرآباد دامغان
شغل :آزاد 
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :تک تیرانداز
سن :۱۸ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۱/۰۴
محل شهادت :رقابیه
نام عملیات :فتح المبین
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا :زرگرآباد
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای روستای زرگرآباد

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید عبداله مجاهد فرزند غلامحسین در تاریخ ۱۳۴۳/۰۱/۱۵ در روستای زرگر آباد دامغان دیده به جهان گشود. عبدالله دو سال بیش نداشت که سایه پر مهر پدر را از دست داد و تحت سرپرستی مادر قرار گرفت ولی شرایط زندگی به گونه ای بود که تامین مخارج زندگی برای مادر سخت می شد. عبدالله شش سالش بود که مراقبت از او را برادرانش به عهده گرفتند. او نمی خواست که سنگینی اش را برادران بیشتر احساس کنند لذا در اوقات بیکاری و تابستان چوپانی می کرد.

پنجم ابتدایی اش را که خواند به دامغان آمد و به کارگری وگاهی هم به شاگرد میکانیک شد تا از این طریق هم کار کرده با شد وهم حرفه ای یاد بگیرد. مدتی به همین منوال گذشت تا اینکه قصد کرد به تهران مهاجرت کند او به شهر ری رفت و برای تأمین معاش کارهای متعدی را تجربه کرد وتا اینکه تصمیم گرفت بر سر کار قبلی خودش وتجربه ای که کسب کرده بود برود این در حالی بود که دو سالی بود که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شده بود.

بالأخره حرکت های مزبوحانه دشمن بعثی در کشاندن جنگ به شهرها وروستاها تاب از کف این جوان غیرتمند را ربود و به عضویت بسیج در آمد و با اولین گروه عازم جبهه شد سرانجام در چهارمین روز نوروز سال ۱۳۶۱در منطقه رقابیه به شهادت رسید.

در حنجر ه ی بها ر غوغاست هنوز                     این باغ در انتظار گلهاست هنوز

                ما مرد شهادتیم و درسینه های ما                         شور هیجان جنگ بر پاست هنوز

 

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسمه تعالي

مادر آيا مي‌‌توانم محبت تو را هم‌‌چون آتشي در زير خاكستر نهفته فراموش كنم؟ آيا مي‌‌توانم محبت خود را نسبت به تو كه پس از تقسيمش صورت قدرداني به خود گرفته و يا شعله كشيده زير پا نهم؟ مادر من به جايگاهي مي‌‌روم كه همه مي‌‌روند به جایي مي‌‌روم كه آغاز زندگي جاويد است با تو وداع مي‌‌كنم. وداع. به تو مي‌‌گويم خوشحال باش اما امر نمي‌‌كنم. مادر مي‌‌داني آن چيزي كه به زندگي ارزش مي‌‌دهد چيست؟

ايمان، عقيده به مبدأ بي‌‌نياز يگانه و ما به سوي او باز مي‌‌گرديم، همچنان كه آمديم. ولي مي‌‌توانم بگويم خوشحال باش و هيچ‌‌گاه اميد از دست مده و مأيوس مباش چون ياس مرگ‌‌آور است. مادر، نمي‌‌داني با چه پيامي محبت‌‌هاي تو را بر روي كاغذ بياورم با تو وداع مي‌‌كنم . اميدوارم مرا ببخشي ولي من با علاقه‌‌اي كه نسبت به اسلام و پاسداري از آن داشتم اين راه را برگزيدم.

خدايا مادر ناتوانم را به تو مي‌‌سپارم و از تو خواستارم كه او را با محبت سرشارت در برابر ناملايمات زندگي پايدار داري. آمين يا رب العالمين هم‌‌چنين مادر، خواهرهاي مرا هم‌‌چون زينب‌‌وار تربيت كن و آن‌‌ها را در احكام دين ياري كن. برادران وخواهران ما در خانواده‌‌اي پرورش يافته‌‌ايم كه اسلام بر آن پرتو افكنده و همان‌‌طوري كه پدر و مادر در قبالمان مسئوليت دارند ما نيز متقابلاً مسئوليتي خطير از آن‌‌ها به عهده داريم كه اسلام و انسانيت بر دوشمان نهاده و مي‌‌بايستي اداكنيم به اين جمله توجه كنيد (ما هميشه در حسرت چيزي سوخته‌‌ايم وحسرت واندوه را به خود واداشته ايم )

خدا شما را از شر پليدي‌‌ها دور نگهدارد. خدايا ما را در اجرا برنامه‌‌هاي دينت ثابت‌‌قدم بدار و هيچ‌‌گاه ما را به حال خود وامگذار. خدايا خود را به تو مي‌‌سپاريم و به سوي تو بازگشت مي‌‌كنم كه بازگشت همه به سوي تو است.

برادر شما عبداله مجاهد

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.