جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید عباس خلجیان

فرازی از وصیت نامه:
شهید عباس خلجیان

همشهری‌‌های عزیزم و ملت ایران، ما برای جنگ با کفر رفته‌‌ایم و تا آخرین قطره خون خود را فدا کرده‌‌ایم، از شما می‌‌خواهم که اسلحه را بر زمین نگذارید و راه را ادامه دهید که اطمینان دارم که اسلام پیروز است.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :عباس خلجیان
نام پدر :غلامحسن
تاریخ تولد :۱۳۴۴/۱۱/۱۵
محل تولد :تهران
شغل :محصل
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :تک تیرانداز
سن :۱۶ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۳/۰۸
محل شهادت :مهاباد
نام عملیات :کمین دشمن
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت تير

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای دامغان

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید عباس خلجیان فرزند غلامحسن درتاریخ ۱۳۴۴/۱۱/۱۵ در تهران متولد شد. شرایط زندگی آنها در آن موقعیت زمانی مطلوب نبود و او و خانواده اش شرایط سختی را سپری می کردند. با وجود همه ی سختی ها و کمبودهایی که برزندگی حاکم بود توانست دوره ی دبستان و راهنمایی را با موفقیت پشت سر بگذارد. سپس به قصد ادامه تحصیل و طی کردن مدارج بالاتر به دبیرستان وارد شد.

اما در آن سال ها تهاجمات دشمن متجاوز و بی حرمتی صدامیان کافر به اوج خود رسیده بود. وقتی بسیج مقاومت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) تشکیل یافت ،عرصه را برای خدمت به این نظام مقدس و هموطنانش مساعد دید و با وجود سن کمی که درآن هنگام داشت ،برخود واجب دید که درحد و توان خود جلوی هجوم دشمن را گرفته و از این مرز و بوم دفاع کند.

شهید کلاس اول نظری بود که تحصیل را رها کرد و به عضویت بسیج درآمد. سرانجام بعد از اعزام به صحنه ی نبرد علیه کفر و فساد و پس از رشادت و دلاوری زیاد در تاریخ ۱۳۶۱/۰۳/۰۸  و در منطقه ی مهاباد، درگیری با کفار بعثی به فیض شهادت نایل آمد. پیکر مطهر شهید درگلزار شهدای فردوس رضای شهرستان دامغان به خاک سپرده شد.

توفنده تر از هوای بارانی بود                       چشمش همه شب چو ابربارانی بود

با خنده سرخ صدهزاران گل زخم                 در مخمل خون تنش چراغانی بود.

 

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون....

خدایا از تو سپاسگزاریم که برایمان امتحانی قرار دادی و ما هم شرکت کردیم و به سوی تو آمده‌‌ایم. خدایا از تو سپاسگزاریم که ما را لایق دانستی که بیاییم و برای راه پاک تو خونی ناقابل، در رگ‌‌هایمان را فدای تو و امام زمان‌‌مان کنیم.

خدایا ما امت دردمند و رنج‌‌کشیده ایران می‌‌خواهیم از درگاهت که عمری طولانی و پربرکت برای امام پیرمان عطا کنی.

همشهری‌‌های عزیزم و ملت ایران، ما برای جنگ با کفر رفته‌‌ایم و تا آخرین قطره خون خود را فدا کرده‌‌ایم، از شما می‌‌خواهم که در تشییع‌‌جنازه شهدای شهرتان شرکت کنید و روح بازماندگان آن‌‌ها را شاد کنید، امت مسلمان در موقع نماز و عبادت و عبادت فقط از خدا بخواهید که اماممان را برایمان بگذارد، هم‌‌سنگرانم از شما می‌‌خواهم که اسلحه من را نگذارید بر زمین، راه مرا تا سرحد جان ادامه دهید، من هیچ‌‌گونه آرزویی نداشتم، فقط آرزو داشتم و به آرزویم رسیدم که در جبهه شرکت کنم و شهادت این فوز‌‌عظیم نصیب من و دیگران بشود.

مادر و پدرم برایم گریه نکنید زیرا مرا و روح مرا مورد زجر قرار می‌‌دهید، من چند وصیت می‌‌کنم:

1 . اسلحه را بر زمین نگذارید  و راه را ادامه دهید که اطمینان دارم که اسلام پیروز است.

 2 . پدر و مادر عزیزم در زندگی رنج فراوان به شما دادم و امیدوارم که جانم را فدای شما و راه شما هم همان راه خداست.

3 . همرزمانم و دوستان و همشهریانم،پدر و مادرم را تنها نگذارید و در وقت‌‌های مناسب به دیدن آن‌‌ها بروید.

4 . مردم امام پیرمان را تنها نگذارید و همیشه دعایتان این باشد که « خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار »

5 . در پایان با درود فراوان به رهبر انقلاب امام‌‌خمینی، برافراشته باد پرچم خونین اسلام و بریده باد دست دشمنان اسلام.

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.