جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید عباسعلی کثیریان

فرازی از وصیت نامه:
شهید عباسعلی کثیریان

ای خدای مهربان توگفتی ادعونی استجب لکم یعنی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. حال من می‌‌خوانم تو را و تو اجابت کن ما را. آن‌‌چه امام حسین و یارانش با کفار جنگیدند ما هم باید حسین‌‌وار با کفار بعثی بجنگیم و برای مستضعفین جهان اسلام را به تمامی کشورهای میهن و ایران عزیزمان عرضه بداریم و دین خود را به پیشگاه امام عصر اما زمان ادا نمائیم.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :عباسعلی کثیریان
نام پدر :حسن
تاریخ تولد :۱۳۴۲/۰۷/۲۳
محل تولد :کلاته
شغل :عشایر
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :تک تيرانداز
سن :۱۹ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۷/۲۷
محل شهادت :عین خوش
نام عملیات :پدافندی
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش به شکم 

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای کلاته رودبار

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید عباسعلی کثیریان، فرزند حسن، در تاریخ ۱۳۴۲/۰۷/۲۳ در کلاته از توابع شهرستان دامغان دیده به جهان گشود. او سه خواهر و برادر داشت و پدرش از راه شغل شریف کشاورزی امورات خانواده اش را تأمین می کرد. شهید دوران تحصیلات ابتدایی را در روستا به پایان رساند و او در کنار پدرش به کشاورزی و دامداری می پرداخت و کمک حال پدر خود بود. او به همین مقدار درس بسنده کرد و بعد از ترک تحصیل به کارهای متفرقه می پرداخت.

او نوجوانی فعال و پرتلاش بود و بعد از تشکیل بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،او به عنوان یک بسیجی در هر زمینه ای که لازم بود فعالیت می کرد.بعد از آن او ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. در زمان جنگ تحمیلی او از طرف بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جبهه فت تا در این عرصه جهاد و مجاهدت در مقابل دشمن اشغالگر بایستد و اجازه ندهد ذره ای از خاک ایران به دست بیگانگان بیافتد. او به منطقه ی عین خوش رفته بود و در آنجا در کنار دیگر رزمندگان اسلام دلاورانه و با شجاعت می جنگید. شهید سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۰۷/۲۷ بر اثر اصابت ترکش به شکم به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.پیکر مطهرش را به زادگاهش انتقال داده و در آنجا به خاک سپرده شد.

    جز خون شهید، هیچ خون لاله نشد                      باید که زجان گذشت و صدساله نشد

 شد موی سپید از سیه کاری دل                       خون سرخ از شرم که آلاله نشد

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم رب الشهدا والصدیقین

«ولا تحسبن  الذین قتلو ا فی سبیل ا... امواتاً بل احیاء عندربهم یرزقون »

کسانی که در راه خدا پیکار می‌‌کنند کشته می‌‌شوند مرده نپندارید بلکه آنان زنده‌‌اند و در نزد پروردگارشان روزی می‌‌خورند.‌‌

خدارا شکر می‌‌کنم که در آیین راه توفیق یافتم که برای اسلام و قرآن پا نهادم. ای خدای مهربان توگفتی ادعونی استجب لکم یعنی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. حال من می‌‌خوانم تو را و تو اجابت کن ما را. آن‌‌چه امام حسین و یارانش با کفار جنگیدند ما هم باید   حسین‌‌وار با کفار بعثی بجنگیم و برای مستضعفین جهان اسلام را به تمامی کشورهای میهن و ایران عزیزمان عرضه بداریم و دین خود را به پیشگاه امام عصر اما زمان ادا نمائیم.

و تو ای پدرم که می‌‌دانی من در راه خدا جهاد می‌‌کنم و اگر شهید شده‌‌ام ولی می‌‌دانم که هم‌‌چنان لیاقتی ندارم که به معنای واقعی که همان معنای شهید شدن است برسم ولی اگر این فریضه الهی نصیب من شد خانواده مرا سرپرستی کن و نگذار که در آن دنیا بسوزند. پدر بزرگوارم مرا ببخشید چون سرپیچی من از فرمان شما زیاد بوده مرا ببخشید چون راهی که رفته‌‌ام وقتی به آرزویم رسیدم آسوده و راحت باشید.

پدر بزرگوارم از این‌‌که مرا به این سن رسانیده‌‌اید متشکرم اجرتان با خدا باد. برادران و خواهران عزیزم توصیه من به شما این است که شکرگذار این نعمت الهی باشید. برادران عزیزم این راهی که رفته‌‌ام هرچند پیروزی و آرزویم شهادت است اگر پیروز شدیم که به جای خود و اگر به آرزویم رسیدم شما باید راهم را ادامه دهید و آن‌‌چنان مشت محکمی بر دهان این منافقین از خدا  بی‌‌خبر بزنید ما برای اسلام و قرآن می‌‌جنگیم اگر شهید هم شویم جایمان بهشت است و این دنیا قابلی ندارد و نباید همیشه به فکرهای نفسانی خود باشیم بلکه باید کمی هم به آخرت خود بیندیشیم زیرا زندگی از آن‌‌جا شروع می‌‌شود پس چه بهتر که از دنیا دست خالی نرویم و این امتحانی را که خداوند از ما می‌‌کند قبول بشویم. ان‌‌شاءا...

و صدام را سرنگون کنیم و این صدام باید بداند که تا آخرین قطره خون، خواهیم جنگید و از اسلام دفاع خواهیم کرد و تمام مستکبران جهان را نابود خواهیم کرد و اسلام را در سراسر جهان گسترش خواهیم داد. در آخر از فرزندم می‌‌خواهم که هیچ‌‌گاه اسلحه مرا بر زمین نگذارد و هم‌‌چون قاسم داماد در همین عرسی خود به میدان جنگ می‌‌رود و به شهادت می‌‌رسد و تو ای همسرم و ای خواهرم از شما می‌‌خواهم اگر شهید شدم برایم گریه نکنید و خوشحال باشید زیرا اگر گریه کنید این منافقین خوشحال خواهند شد و روح من آزرده خواهد شد.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

والسلام علیکم ورحمه ا... وبرکاته - عباسعلی کثیریان

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.