جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید سید قربان مطهری منش

فرازی از وصیت نامه:
شهید سید قربان مطهری منش

نكند خداي ناكرده تفرقه در بين شما ايجاد شود و اسلام و امام و انقلاب را فراموش كنيد تا آخرين قطره خون خود از اسلام و امام دفاع كنيد كه (الاسلام يعلو ولا يعلي عليه) و اگر همه شما هم فدا شويد ارزش دارد و بدانيد كه اين كشور الان نور چشم مولاست پس آن را محكم نگهداريد.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :سید قربان مطهری منش
نام پدر :سید میرباقر
تاریخ تولد :۱۳۳۵/۰۵/۰۶
محل تولد :مالخواست - ساری
شغل :پاسدار
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :تک تيرانداز
سن :۳۰ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۵/۰۷/۱۷
محل شهادت :جاده خندق
نام عملیات :پدافندی
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :مازندران
شهر :ساری
روستا :مالخواست
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای روستای مالخواست

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید سیدقربان مطهری منش فرزند سید میرباقر در تاریخ  ۱۳۳۵/۰۵/۰۶ در روستای مالخواست از توابع شهرستان ساری دیده به جهان گشود. زندگی او وخانواده اش مثل اکثر مردم منطقه از راه کشاورزی و دامپروری تامین می شد اما با وجود زحمت وتلاش فراوان که پدرش متحمل می شد باز هم از پس هزینه های زندگی برنمی آمد واین امر باعث شد تا شهید سید قربان ترک تحصیل کرده وبرای تأمین بخشی از معاش خانواده به کارگری روی بیاورد.

سید قربان از همان کودکی به مسائل دینی اهمیت می داد واین موضوع زبانزد خانواده بود.اوچند سالی را در روستای خود و اطراف سخت کار کرد تا این که ازدواج کرده و به دامغان عزیمت کرد چندی نگذشت که دامنه اختلاف بین او و همسرش موجب جدایی آنها شد. بعد از گذشت مدتی با معرفی یکی از دوستانش با خانم شامانی از اهالی روستای غنی آباد دامغان آشنا شده و با هم ازدواج کردند.

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و فرمان تاسیس سپاه پاسداران توسط حضرت امام خمینی (ره)، جوانان جویای خدمت به نظام نوپای ایران اسلامی فوج فوج به این نهاد پیوستند . شهید سید قربان چون رنج و درد محرومیت را چشیده بود بعنوان پاسدار افتخاری به سپاه پاسداران دامغان پیوست تا علاوه بر خدمت به محرومین بتواند در صف جهادگران میهن اسلامی قرارگیرد او چندین بار به جبهه رفت. تا این که سرانجام در تاریخ ۱۳۶۵/۰۷/۱۷ زمانی که تنها فرزند دخترش کبری که کمتر از یک سال از تولدش می گذشت در منطقه جاده خندق براثر اصابت ترکش بر سکوی شهادت ایستاد و با اجدادش محشور شد.

 “راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسمه تعالی

و قاتلو هم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين كله ا...  (قرآن مجيد )

با سلام و درود بر بقيه الاعظم و با سلام بر امام امت و امت شهيد پرور و سلام بر همه شهيدان از صدر اسلام تا كربلاي حسيني و از كربلاي حسيني تا كربلاهاي ايران. مي‌‌دانم كه شما ملت عزيز ايران تاكنون با تمام وجود جنگ را حس كرده‌‌ايد و در تمام صحنه‌‌هاي جنگ و انقلاب حضور فعال داشته‌‌ايد و من كوچك‌‌تر از آنم كه بخواهم به شما نصيحتي در مورد جنگ يا چيزهاي ديگر بكنم ولي از جهت اين‌‌كه تذكر براي مؤمن مفيد است نكاتي چند را يادآوري مي‌‌كنم.

در ايران شش سال است كه انقلاب شده است و انقلاب جهت برقراري حكومت جمهوري اسلامي بوده است ولي دشمنان اسلام و قرآن تحمل حكومت خدا را نداشتند و چشمان آن‌‌ها از نور اسلام كور مي‌‌شود با فكر پوچ خود دست به حملات ناجوانمردانه خود زدند بلكه بتوانند اين نور خدايي را خاموش سازند از توطئه كردستان و طبس و كودتا و جنايت بني صدر و منافقين گرفته تا جنگ تحميلي ولي ديديد كه به حول و قوه الهي همه توطئه‌‌هاي شرق و غرب نقش بر آب شد و ايران اسلامي محكم‌‌تر از روزهاي اول ايستاده است.

عزيزانم همان‌‌طوري كه مي‌‌دانيد خداوند در قرآن فرموده است (آن‌‌قدر بجنگيد تا فتنه از روي زمين برداشته شود و حكومت روي زمين از آن خدا باشد) مي دانيد منظور از فتنه چيست؟ يعني فساد بزرگ وقتي كه سربازان مزدور اسرائيلي در حمله به دو اردوگاه فلسطيني صبرا و شتيلا به هفتصد زن مسلمان تجاوز مي‌‌كنند اين بزرگترين فتنه است و اگر يك مسلمان اين خبر را بشنود و از سر جاي خود تكان نخورد او مسلمان نيست پس برخيزيد كه دست خدا با شماست و تا او نخواهد شما زندگي خواهيد كرد اگر چه در جبهه باشيد كه قرآن مي فرمايد (مرگ شما را درمي يابد اگرچه در برج‌‌هاي بسيار محكم باشيد)

و در مورد كمي افراد به مسلمانان مي‌‌گويد گروه قليلي بر گروه كثيري به سبب ايمان پيروز مي شوند، پس با توكل به خدا عزم خود را جزم كنيد جبهه‌‌ها را گرم نگهداريد كه اگر شما به جبهه نرويد جبهه به پيش شما مي‌‌آيد و آن‌‌وقت همه بايد بجنگيد از مرد و زن و امروز روزي است كه حسين نياز به ياري دارد و هل من ناصر حسين شما را مي طلبد. چند كلمه‌‌اي هم خدمت پدر و مادر عزيزم عرض دارم شما زحمت زيادي براي من كشيديد و انشاءا… كه من توانسته باشم پاسخ زحمت‌‌هاي شما را داده باشم هر چند كه هيچ‌‌وقت نمي‌‌توانم در مرگ سرخم گريه و زاري نكنيد در غم من صحنه كربلا را به ياد آوريد حسين را با علي‌‌اكبرش به ياد آوريد مگر خون من از خون   علي‌‌اكبر سرخ‌‌تر است مگر من از آن‌‌ها عزيزترم؟

بدانيد كه فقط چند روزي در بين شما نيستم وعده ما در آخرت انشاءا … آن جا در كنار شما خواهم بود اين دنيا دو روز است و در يك چشم بهم زدن تمام مي‌‌شود خانه استراحت آنجاست و تا مي‌‌توانيم بايد آن‌‌جا را بسازيم اما در پايان به شما سفارش مي‌‌كنم كه راضي نيستم خون شهدا به هدر رود. نكند خداي ناكرده تفرقه در بين شما ايجاد شود و اسلام و امام و انقلاب را فراموش كنيد تا آخرين قطره خون خود از اسلام و امام دفاع كنيد كه (الاسلام يعلو ولا يعلي عليه) و اگر همه شما هم فدا شويد ارزش دارد و بدانيد كه اين كشور الان نور چشم مولاست پس آن را محكم نگهداريد و اين را هم بگويم كسي كه نسبت به انقلاب بدبين است و به عبارتي ضد انقلاب است در تشييع جنازه من شركت نكند. كتابهايم را به بسيج هديه مي كنم و به همه سفارش مي‌‌كنم كه نماز را سبك نشماريد كه نماز ستون دين است و مستحبات را بجا آوريد.

والسلام عليكم و رحمه الله

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.