جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید رحمت الله حاجی عیدی

فرازی از وصیت نامه:
شهید رحمت الله  حاجی عیدی

اي پدر گرامي واي مادر مهربانم كه شب و روز نخفته‌‌ايد و مرا به سختي بزرگ كرده‌‌ايد از شما مي‌‌خواهم دعاي خير درباره من بكنيد اگر از من ناراحتي ديديد مرا در درگاه خدا اذيت نكنيد و من را عفو كنيد پدر جان مرگ پيش پا است انتظار از خدا بايد داشت.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :رحمت الله  حاجی عیدی
نام پدر :سلطان علی
تاریخ تولد :۱۳۴۴/۰۱/۰۵
محل تولد :روستای زردوان دامغان
شغل :کارگر
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :تک تیرانداز
سن :۲۰ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۴/۰۵/۲۴
محل شهادت :پیرانشهر
نام عملیات :پدافندی
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش مین

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا :زردوان
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای دیباج

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید رحمت الله حاجی عیدی فرزند سلطانعلی در تاریخ ۱۳۴۴/۰۱/۰۵ در دیباج (روستای زردوان) از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. او کودکی را درزردوان سپری کرد ودر همانجا هم به تحصیل پرداخت . او به هر ترتیب مقطع ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت و وارد دوره ی راهنمایی شد.

اما مشکلات اقتصادی آنقدر شدید بود که شهید چاره ای جز ترک تحصیل نیافت. بعد از آن برای این که باری از دوش پدر و خانواده برداشته شود، به کارگری می پرداخت . همه ی نوجوانی شهید به کار و زحمت وتلاش سپری شد و او دیگر به مرز جوانی رسیده بود.

او در همین هنگام به فکر تشکیل یک زندگی مستقل افتاد، بنابراین خیلی زود ازدواج کرد و این وصلت فرخنده فرزندی بنام رضا به همراه آورد.

مدتی بود که از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان می گذشت، در چنین شرایطی شهید با این که تازه به زندگی خود سروسامانی داده بود ،تصمیم گرفت به سهم خود گامی در جهت بیرون راندن دشمن متجاوز ازاین سرزمین مقدس بردارد.بنابراین داوطلب رفتن به خدمت مقدس سربازی شد و از این راه به جبهه نبرد حق علیه باطل اعزام گردید.

و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۴/۰۵/۲۴ در پیرانشهر  (غرب کشور) و در اثر اصابت ترکش مین به فیض شهادت نایل گردید. پیکر پاک شهید پس از تشییع در زادگاهش آرام گرفت.

 

 

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوند بخشنده مهربان

چند نكته‌‌اي از وصيت‌‌نامه خود را شروع مي‌‌كنم وصيت مي‌‌كنم كه من اگر شهيد شدم و اين شهادت پرافتخار نصيب بنده شد از  پدر و مادر مي‌‌خواهم كه فاطمه را خوب نگهداري كنيد و از همه شما مي‌‌خواهم كه برايم گريه نكنيد روحیۀ خود را شاد كنيد تا دشمنان را به ناراحتي به سر ببرند نگذاريد دشمنان شاد باشند و نگذاريد از شهيد شدن بنده و امثال بنده دشمنان و منافق سو استفاده كنند فقط از شما مي‌‌خواهم كه برايم قرآن بخوانيد و پدرجان دوست دارم سر جنازه‌‌ام سخنراني كنی و به منافقين بفهمان كه ما  از شهيد شدن فرزندان‌‌مان هيچ نگراني نداريم خوشحال هستيم كه فرزندمان در اين راه شهيد شده و به  لقاالله پيوسته و اميد من از شما اين است.

فاطمه را بگوييد كه روحيه خود را شاد كنيد و از براي بنده  ناراحت نباشيد اگر از من بدي ديديد مرا عفو كنيد به خصوص اي پدر گرامي واي مادر مهربانم كه شب و روز نخفته‌‌ايد و مرا به سختي بزرگ كرده‌‌ايد از شما مي‌‌خواهم دعاي خير درباره من  بكنيد اگر از من ناراحتي ديديد مرا در درگاه خدا اذيت نكنيد و من را عفو كنيد پدر جان مرگ پيش پا است انتظار از خدا بايد داشت. مرگ برآمريكا مرگ بر شوروي، مرگ بر منافقين و صدام والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

رحمت‌‌الله حاج عيدي

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.