جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید امیرهوشنگ کمالی

فرازی از وصیت نامه:
شهید امیرهوشنگ کمالی

 

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :امیرهوشنگ کمالی
نام پدر :رمضانعلی
تاریخ تولد :۱۳۴۱/۰۲/۰۱
محل تولد :کردکوی - گرگان
شغل :مکانیک
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :تک تيرانداز
سن :۱۹ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۱/۰۴
محل شهادت :دشت عباس
نام عملیات :فتح المبین
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش به پا

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :تهران
شهر :تهران
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :بهشت زهرای تهران

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید امیرهوشنگ کمالی، فرزند رمضانعلی ،در تاریخ ۱۳۴۱/۰۲/۰۱ در کردکوی از شهرهای گرگان چشم به جهان گشود.او زندگی سختی داشت و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کرد و با وجود این شرایط فقط تا سوم راهنمایی به درس خواندن ادامه داد. او تصمیم گرفت حرفه ای بیاموزد و برای تامین نیازهای زندگی خود و خواهر و مادرش کار کند.او کارهای مکانیکی و برق کشی انجام می داد و از این طریق مخارج زندگی اش را تأمین می نمود. به گفته ی مادر و خواهرش،او فردی مهربان و رئوف بود و به خاطر آنها بسیاری از خواسته هایش را زیر پا گذاشت و زندگیش را وقف خانواده اش کرد.

او نسبت به مسائل شرعی و دینی بسیار حساس بود و به تکالیف شرعی خود به نحو احسن عمل می کرد او در فعالیت های مذهبی نیز حضور فعال داشت و جوانی مذهبی و معتقد بود. در دوران جنگ تحمیلی، به خاطر همین اعتقاد و اندیشه هایش، وظیفه ی خود دانست که لباس رزم بپوشد و در جبهه حضور یابد او از طرف ژاندارمری کردکوی به جبهه و به منطقه ی دشت عباس اعزام شد و در این عرصه جهاد حاضر شد تا به تمام بیگانگان نشان دهند که ایران جای دست درازی نیست و کشوری آزاد و سربلند است. او در تاریخ ۱۳۶۱/۰۱/۰۴ در عملیات فتح المبین بر اثر اصابت ترکش مجروح شد و بعد از بمباران دشمن به درجه ی رفیع شهادت نایل شد و پیکر مطهرش متلاشی شد و مفقود گردید.

بعد از شهادتش مادرش می گفت: از فقدان پسرم ناراحت نیستم،من به وجودش افتخار می کنم فقط از رنج و مشقتهایی که در زندگی اش کشید،رنج می برم. سرانجام پس از چند سال در پی تفحص، پیکر مطهر این شهید عزیز پیدا شد و در بهشت زهرای تهران آرام گرفت.

آن چشم پر از ستاره بر می گردد                              آن سینه ی پاره پاره بر می گردد

   رفته ست ولی به چشم خود می بینم                              یک روز دلم دوباره بر می گردد

“راهش جاوید باد”

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.