جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید احمد سمیعی

فرازی از وصیت نامه:
شهید احمد  سمیعی

حال که بعد از هر زندگانی مرگی در پیش است پس بهترین آن را انتخاب کنیم که همان شهادت در راه خدا می‌‌باشد.سرور شهیدان امام حسین (ع)

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :احمد  سمیعی
نام پدر :حسن
تاریخ تولد :۱۳۳۱/۱۲/۰۸
محل تولد :روستای ابوالبق دامغان
شغل :کارمند آموزش و پرورش
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :مسئول ماشین آلات قرارگاه
سن :۳۰ سال 
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۲/۰۵/۰۲
محل شهادت :حاج عمران 
نام عملیات :والفجر۲
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش به دست و سینه و پا و سر

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای دامغان

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید احمد سمیعی فرزند حسن در تاریخ ۱۳۳۱/۱۲/۰۸ در  روستای ابوالبق دامغان که مردمانش گرم بودند و به خدایشان نزدیک ،مثل قرابت کویر و آسمانش، چشم هایش را باز کرد. او تحصیلات  دوره ی  ابتدایی را در روستای خودشان و جزن که در مجاورت آنجا قرار داشت،به پایان رسانید .اما تقدیر احمد به گونه ای رقم خورد که همراه خانواده به دامغان مهاجرت کرد. کار و تلاش در کنار خانواده سبب شد تا احمد فارغ ازدرس و مدرسه وادامه ی تحصیل شود.

این نوجوان فهیم پا به پای بزرگترها کار می کرد تا بتواند فردایی بهتر را برای خواهران و برادران کوچکترش فراهم سازد و فرصتی که او هیچ گاه برای تحصیل به دست نیاورد در اختیار آنها قرار دهد.  تا فرا رسیدن خدمت سربازی ،احمد همچنان به کار و تلاش مشغول بود.

بعد از اتمام این دوره، در شرکت ذوب آهن دامغان مشغول به کار شد.این وضعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت و بعد از آن به استخدام آموزش و پرورش درآمد . وی مدتی را نیز در آنجا خدمت کرد تا این که جهاد سازندگی دامغان تاسیس شد، لذا وی از آموزش و پرورش به جهاد سازندگی مامور به خدمت شد.

جنگ شروع شده بود  و حاصل تمام این وحشیگری ،ویرانی روستا ها و شهر های جنگ زده بود و این  اتفاق دلیل محکمی برای جهادگری احمد شد.

وی از همان اوایل جنگ تحمیلی به عنوان راننده ماشین آلات سنگین در مناطق مختلف خدمت می کرد و حتی در عملیات غرور آفرین  فتح المبین و  بعد از آن عملیات بیت المقدس  مجروح گردید.

او سرانجام در تاریخ ۱۳۶۲/۰۵/۰۲ حین عملیات والفجر ۲ و در منطقه حاج عمران عراق مورد اصابت ترکش  قرار گرفت و سربلند و شاد  به خیل شاهدان شهید پیوست. پیکر پاک او پس از تشییع در گلزار شهدای دامغان آرام گرفت.

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسمه تعالی

"وملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است" (امام خمینی) (مورخه 1361/04/25)

« ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون... »

ای برادران و جوانان عزیز ایرانی به کمک برادران رزمنده خود بشتابید.(امام خمینی)

حضور محترم پدر عزیز و مادر مهربانم سلام عرض می‌‌کنم و از برای شما آرزوی توفیق حرکت در راه الله و رسول و امام و نائب بر حقش را بیش از پیش از خداوند تبارک و تعالی مسئلت می‌‌نمایم.

حال که بنا به فرموده امام عزیزمان خمینی کبیر که تکلیف شرعی و الهی دانسته‌‌اند شرکت در جنگ را و این حقیر ایشان را لبیک گفته و به طرف جبهه حق علیه باطل حرکت می‌‌نمایم بر خود لازم دیدم مواردی چند را متذکر بشوم.

1-حال که یقین حاصل شد که جان تمام مخلوقات جهان به دست توانای خداوند قادر متعال می‌‌باشد اوست که زنده می‌‌کند و تنها اوست که می‌‌میراند پس دیگر ناراحتی ندارد. 2- حال که بعد از هر زندگانی مرگی در پیش است پس بهترین آن را انتخاب کنیم که همان شهادت در راه  خدا می‌‌باشد.سرور شهیدان امام حسین (ع)

3- شما از بابت بنده اصلاً ناراحت نباشید و همه برادران را به خدا متعال بسپارید و تنها از شما تقاضای دعای خیر می‌‌نمایم اگر ان‌‌شاءالله این افتخار نصیب شد و به درجه رفیع شهادت نائل شدم که این آرزوی دیرینه‌‌ام جامه عمل پوشیده است و بس افتخار و یقیناً شما ها هم در این ثواب شریک می‌‌باشید.

و همگی‌‌مان در بهشت مهمان خداوند تبارک و تعالی می‌‌باشیم و اگر مشیت الهی بر این بود که ما زنده باشیم باز در خدمت اسلام بزرگ و شما عزیزان و سروران معظم خواهیم بود بر این بود که ما زنده باشیم باز در خدمت اسلام بزرگ و شما عزیزان و سروران معظم خواهیم بود. 4- باری به خدمت همسر عزیزم سلام ودعای فراوان می‌‌رسانم و صورت بچه‌‌ها را دیده‌‌بوس می‌‌نمایم و مواردی را چند به ایشان یادآوری می‌‌نمایم:

•    در حفظ و نگهداری و تربیت صحیح اسلامی فرزندانم نهایت دقت را مبذول فرمایید و آن‌‌ها را برای یاری به امام زمان(عج) آماده نمائید. •    در غیاب اینجانب سرپرستی خانواده اولاً به عهده آقا ولی عصر(عج)  و دوماً پدر و مادر و برادرانم می‌‌باشد با ایشان همکاری لازم را بنمایید که مورد خواست اینجانب نیز می‌‌باشد. •    از این‌‌که این مدت همچون گذشته شما رو بی خبر گذاردم نظر بدی نداشتم، ترسیدم یک وقت عاطفه پدر فرزندی مانع این وظیفه الهی بشود و ما در خسران و پشیمانی قرار بگیریم و راه برگشتی هم وجود ندارد و ما از این فیض الهی محروم بمانیم.

باری مادر فداکارم و همسر مهربانم هر وقت یاد من و خاطره من شما را ناراحت کرد به یاد خدا بیفتید چون یاد خدا دل‌‌ها را آرام می‌‌کند. (قرآن کریم) و هر وقت خواستید برای من گریه بکنید به یاد سرور شهیدان آقا اباعبداله‌‌الحسین بیفتید قضیه بنده حتماً فراموشتان می‌‌شود. باری به خدمت یکایک برادران نسبی و دینی خودم سلام می‌‌رسانم وامیدوارم که شماها پاسدار خوبی برای نگهداری از خون شهدا باشید و بتوانید راه آن‌‌ها را که همان راه انبیا می‌‌باشد ادامه بدهید دیگر عرضی ندارم. از شما تقاضای دعای خیر دارم.

والسلام علیکم و رحمه اله و برکاته احمد سمیعی

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.