جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید ابوطالب منطقی

فرازی از وصیت نامه:
شهید ابوطالب منطقی

حالا که سعادتم یاری نموده کمال افتخارم است که مرگ ارمغان خدایی برای من است امیدوارم که جوانان عزیز با یکدیگر بسیج شوند و حرم امام سوم ما امام‌‌حسین را آزاد کنند که پدران و مادران ما بتوانند به زیارت امام‌‌حسین بروند.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :ابوطالب منطقی
نام پدر :محمدهادی
تاریخ تولد :۱۳۳۸/۰۸/۰۸
محل تولد :دامغان
شغل :آزاد
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :تک تيرانداز
سن :۲۳ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۹/۰۹
محل شهادت :عین خوش
نام عملیات :پدافندی
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش به سر

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای دامغان

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید ابوطالب منطقی فرزند محمد هادی در تاریخ ۱۳۳۸/۰۸/۰۸  در آسمان پر ستاره و کویری دامغان  و در خانه ی آقا محمد هادی چشمانش را به روی او و همسرش باز کرد و عطر گل های زیبای عشق و شادی با صدای گریه ی ابوطالب در فضای خانه پیچید.

پدرش از کسبه  با صفای بازار بود  و کسب روزی حلال بزرگترین هنرش  .به لطف و عنایت خداوند زندگی پر برکت و  خوبی داشتند. ابوطالب فرزند ارشد خانواده بود و دو برادر به نام های ابوالفضل و ابوالقاسم داشت. او تحصیلاتش را در دامغان تا مرحله ی اخذ دیپلم ادامه داد و در اوایل انقلاب به سربازی رفت. بعد از پیروزی انقلاب که گروهکها در کردستان به جنگ مسلحانه پرداختند،  او نیز به کر دستان رفت و  پس از پایان دوره سربازی به شهر خود بازگشت. او در دامغان با کمک و حمایت پدر و تلاش خود  نمایندگی شرکت  سیمان تاسیس نمود.

با آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹ و تشکیل ارتش بیست میلیونی به فرمان امام  ابوطالب به دعوت رهبرش لبیک گفت و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و به جبهه های نبرد حق علیه باطل رفت تا دست بیگانگان و تجاوزگران را از کشورش کوتاه کند. او یک بار به جبهه رفت و بعد از مدتی پس از بازگشت مجدداً ثبت نام کرد و داوطلبانه جان بر کف به سوی عرصه جهاد و مجاهدت در راه اسلام شتافت. دومین اعزامش به منطقه عین خوش بود. هر چند که ابو طالب در هشتمین رور از هتمیش ماه از سال سی و هشت با صدای گریه اش همه فرشتگان را از لحظه ی آمدنش به دنیا با خبر کرده بود  اما انگار خدایش خوب میدانست و تمام فرشتگان هم که در نهمین روز از نهمین ماه از سال شصت و یک او دوباره به همه ی عرشیان سلام خواهد گفت. و به واقع  در تاریخ ۱۳۶۱/۰۹/۰۹ در عملیات پدافندی، بر اثراصابت ترکش به سر به درجه رفیع شهادت نایل شد.

در سینه تو هوای روییدن بود       در حنجره ات صدای روییدن بود

هر چند که در حریر خون می رفتی    در هر قدمت صدای روییدن بود

 

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ (109 توبه)

اینجانب ابوطالب منطقی فرزند محمدهادی شماره‌‌شناسنامه 210 دامغان.

حالا که سعادتم یاری نموده کمال افتخارم است که مرگ ارمغان خدایی برای من است امیدوارم که جوانان عزیز با یکدیگر بسیج شوند و حرم امام سوم ما امام‌‌حسین را آزاد کنند که پدران و مادران ما بتوانند به زیارت امام‌‌حسین بروند و امیدوارم که پدر و مادر من از مرگ من ناراحت نباشند چون شاید و حتماً مادرم آرزو داشت که پسر بزرگش که من هستم زن بگیرم ولی مادرجان من به خدا قسم آرزوی کربلا را داشتم و من آرزوی زن گرفتن را بعد از زیارت کربلا می‌‌دانستم و می‌‌تواند برادرم ابوالفضل را زن بدهد اگر آرزو داشت چون هیچ فرقی نمی‌‌کند.

در ضمن اگر به ابوالفضل ماشین رنو در قرعه‌‌کشی افتاد مبلغ 500 تومان به آقای یحیی منطقی بدهند چون نذر کرده‌‌ بودم و مبلغ 100 تومان به یدالله امینی بدهکارم که بدهید و تعداد 10 سیمان به مجتبی علی‌‌نژاد بدهکارم بدهید و ابوالفضل با وانتم کار کند اگر نخواست بفروشید پولش را با کل طلب‌‌کارهایم که صورتش دست دامادمان و حسین بقایی است روی هم بگذارید و به پدر و مادرم بدهید.

والسلام (ابوطالب)

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.