جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید ابوالفضل شمس

فرازی از وصیت نامه:
شهید ابوالفضل  شمس

ای امت اسلام دنیا ناپایدار است، فانی است، دار سّر است، سرای مجازیست، مار خوش خط و خالی است، عجوزۀ عروس هزارداماد است، متاع غرور است. فریب دنیا و مظاهر دنیا را نخورید آن‌‌چه نپاید دل‌‌بستگی را نشاید.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :ابوالفضل  شمس
نام پدر :نصراله
تاریخ تولد :۱۳۴۵/۰۲/۰۲
محل تولد :روستای مومن آباد دامغان
شغل :روحانی
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :آرپی جی زن
سن :۱۷ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۲/۰۸/۳۰
محل شهادت :پنجوین 
نام عملیات :پدافندی
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا :مومن آباد
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای روستای مومن آباد

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

 

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید ابوالفضل شمس، فرزند نصرالله، در ۱۳۴۵/۰۲/۰۲ در روستای مومن آباد دامغان دیده به جهان گشود.او وخانواده اش از راه کشاورزی روزگار می گذراندند، اما درآمدی که از این طریق به دست می آمد ، کفاف یک زندگی پرجمعیت را نمی داد و همیشه آنها با مشکلات اقتصادی روبرو بودند. ابوالفضل تا پایان مقطع پنجم ابتدایی را در روستا گذراند.بعد از آن به علت علاقه ی شدیدی که به یادگیری آموزه های دینی و اسلامی داشت به دامغان عزیمت کرد و در مدرسه ی علمیه موسویه به تحصیل علوم فقهی و قرآنی پرداخت.

او به مدت سه ماه در آنجا به فراگیری مبانی فقه اسلامی رداخت ، اما شرایط نابسامان اقتصادی به او این فرصت را نداد که به تحصیلات خود در حوزه ی معارف اسلامی ادامه دهد. او مجبور شد برای این که کمکی به وضعیت معیشتی خانواده کرده باشد، به تهران برود. او در تهران روزها را به سختی کارمی کرد تا بتواند کمکی بیشتری به خانواده اش کرده باشد. اما از طرفی از تحصیل هم غافل نشد و آنقدر به این امر اهمیت می داد و علاقه داشت که به طور شبانه درس هم می خواند.

او مدتی را در تهران به همین حالت سپری کرد، اما وقتی ارتش مزدور عراق با حمایت شدید اربابان غربی وارد خاک مقدس ایران شد، و در شرایطی که صدام اهریمن صفت دستور حملات گسترده را به مناطق مختلف ایران صادر کرده بود، شهید که فردی مؤمن و انقلابی بود نتوانست این همه ظلم و ستم را که بر ملت ایران می شد تحمل کند بنابراین به دامغان بازگشت و به عضویت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و از این طریق به جبهه نبرد حق علیه باطل اعزام گردید.

او در تاریخ ۱۳۶۲/۰۸/۳۰ در منطقه عملیاتی پنجوین در غرب کشور به ندای ملکوتی پروردگارش لبیک گفت و جاودانه شد. اما پیکر پاکش بعد از شهادت مفقود گردید و سرانجام بعد از ۱۳ سال انتطار باقیمانده جسم پاکش پیدا شد و در زادگاهش آرام گرفت.

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم رب الشهدا والصدیقین

پس از حمد و سپاس خداوندی و درود و سلام بی‌‌پایان به خاتم پیغمبران و اهل‌‌بیت پاکش خصوصاً حضرت صاحب‌‌الزمان و درود و سلام به ارواح طیبه شهیدان با سلام به مولای عاشقان، مرجع شیعیان، پیرجماران امام امت خمینی بت‌‌شکن اینجانب ابوالفضل شمس فرزند نصرالله چند جمله‌‌ای به ‌‌عنوان وصیت‌‌نامه خویش به یادگار می‌‌نویسم، باشد که این آخرین کلمات در صفحۀ تاریخ بدرخشد و ذخیره‌‌ای برای فردای آخرتم باشد. هرچند نیازی به این نوشته‌‌ها نیست چون شهدا با خونشان سخن‌‌ها را گفتند و ما را نرسد که حرفی را به زبان آورم و کلمه‌‌ای بنگاریم. ای امت اسلام دنیا ناپایدار است، فانی است، دار سّر است، سرای مجازیست، مار خوش خط و خالی است، عجوزۀ عروس هزارداماد است، متاع غرور است. فریب دنیا و مظاهر دنیا را نخورید آن‌‌چه نپاید دل‌‌بستگی را نشاید.

                 به دنیا دل نبندید هر که مرده                         که دنیا سربه سر اندوه و درده

                  به قبرستان گذر کن تا ببینی                          که دنیا با رفیقانش چه کرده

                  مبادا خویشتن را واگذاریم                              امام خویش را تنها گذاریم

                 ز خون هر شهیدی لاله رویید                          مبادا روی لاله پا گذاریم

ای امت اسلام: زیر لوای ولایت فقیه که ولایت امام‌‌عصر عجل‌‌الله تعالی فرجه است باهم متحد باشید، گرد تفرقه نگردید، باهم منازعه نداشته باشید که رنگ و بویتان خواهد رفت خصومت از اهل نار است بهشتیان باهم نزاعی ندارند میان اهل بهشت صلح و صفا و صمیمیت و برادری است شما نیز چنین باشید و این بندۀ کمترین را نیز ببخشید که نتوانسته است در این عمر گذشته‌‌اش خدمتی به شما شهیدپروران کند.

پدر عزیزم مادر گرامیم شما را چه سختی‌‌ها که ندادم، برایم چه درد و رنج‌‌ها که تحمل کردید از همان آغاز برایم خون دل‌‌ها خوردید، من در عوض بر رنج و آزارتان افزودم می‌‌دانم نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم اما شما این فرزند حقیریتان را ببخشید، دعایش کنید.

اگر توفیقی نصیبم شد و فوز عظیمی را به حقیر نیز عنایت فرمودند مبادا گریه و زاری کنید مبادا بی‌‌تابی کنید اگر خواستید گریه کنید به مظلومیت اهل‌‌بین عصمت به لب خشکیده عزیز فاطمه اباعبدالله‌‌الحسین بر شهیدان دشت کربلا گریه کنید. سرافراز باشید که فرزندتان در بیراهه نبوده است.خوشحال باشید که پدر و مادر شهید هستید، افتخار کنید که چنین مقامی را به شما دادند.

مادرجان فرزندت را ببخش دعایم کن شاید خدای بزرگ این قطره قطرۀ خون مرا نیز به حرمت شهدای کربلا بپذیرد. بگو خدایا این قربانی را از من قبول کن پیش فاطمۀ‌‌زهرا سلام‌‌الله‌‌علیها، پیش زینب‌‌کبری فردای قیامت روسفید خواهی بود. برادر عزیزم را به تقوا و پاکی و جهاد در راه خدا سفارش می‌‌کنم. برادر من راه خونین برادرت را استوار ادامه ده، در مسیر او گام بردار بگذار تو نیز در راه دوست افتخار شهادت پیدا کنی. برادرجان به پدر و مادر مهربانی کن جای برادرت را مگذار خالی بماند.

خواهران عزیزم را به عفت و پاکی به حفظ‌‌ حجاب و زینب‌‌گونه بودن سفارش می‌‌کنم. خواهران مظلومم شمایید که بهشت زیر گام‌‌های شما قرار داده شده است، اگر فرزندانی شایسته تربیت کنید، اگر زینب‌‌وار، آمادۀ خدمت‌‌گذاری تربیت کردن باشید. برادرتان را ببخشید عفوش کنید دعایش کنید.

خویشان و قومان و حق‌‌دارانم را یکایک سلام می‌‌رسانم و از همه امید عفو و بخشش دارم و از این‌‌که نتوانستم حقوق آن‌‌ها را ادا کنم مرا ببخشایند، از خداوند برایشان فزونی توفیق به خدمت‌‌گذاری در راهش را خواستارم. دوستان عزیزمن؛ وقتی که بناست امروز یا فردا بمیریم و شربت مرگ را باید بچشیم و همه می‌‌میرند پس چه بهتر است که عاشقانه بمیریم مثل پیشوایان دینمان مثل مولایمان علی علیه‌‌السلام مثل امام مجتبی سلام‌‌الله‌‌علیه مثل سید و سالار شهیدان و عزیز زهرا حسین شهید.

چه زیباست مرگی که عاشق را به معشوق برساند شهادت در راه خدا شهادت را مرگ نگویید شهید را مرده مپندارید. نه! شهادت مرگ نیست زندگی است و شهید نمرده است زنده‌‌تر شده است. من برای انجام تکلیفم برای ادای به دینم خانه و زندگی را رها کردم و به جبهه آمده‌‌ام و جز جانم که هدیۀ ناقابلی هیچ‌‌چیز ندارم که تقدیم پروردگارم کنم.

خدایا مرا به بندگی خودت، به جانبازی در راه اولیائت، به سربازی امام‌‌زمانت به فدا شدن در مسیر انقلاب اسلامی‌‌مان به جان‌‌نثاری در رکاب بندۀ خالصت نایب امام‌‌عصر مرجع تقلیدم امام‌‌خمینی بپذیر.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

حقیرترین حقیران ابوالفضل شمس

پنجم محرم 1404  (1362/07/20)

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.