جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید محمدتقی افضلی

فرازی از وصیت نامه:
شهید محمد تقی  افضلی

مبادا اسلام را زمین بگذارید در هرکجا که هستید سنگر خود را حفظ کنید و با قدم خود چشم دشمن را هدف قرار دهید و چون مکتب به من حکم می کند مجبورم که به مکتب گردن نهم و دیگر من برای آب و خاک نجنگیدم چون از آب و خاک پست تر و زشت­تر چیزی وجود ندارد و انگیزه جهاد من تنها کمک به دین خدا و برای حفظ اسلام و یاری امام بوده.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :محمد تقی  افضلی
نام پدر :علی اصغر
تاریخ تولد : 
محل تولد :روستای دشتبو دامغان
شغل :آزاد
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :تک تیرانداز
سن :۱۹ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۸/۱۸
محل شهادت :عین خوش 
نام عملیات :محرم
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت گلوله به گردن

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا :تویه دروار- دشتبو
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای روستای دشتبو 

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید محمدتقی افضلی

علی اصغر دلش را سپرد به آسمان ، به صدای بارش قطره های باران و نگاهش گره خورد با نگاه فرشتگان، آن زمان که در رنگارنگ ترین فصل زمین، فرزندش با زیباترین ترانه‌های شکر و ثنا قدم در آستان خانه شان می‌گذاشت. سال سی و نه بود و دشتبو با تنپوش زرد و سرخ خزان و عطر نمور پاییزی مشام جان را تا حوالی خدا می برد. محمدتقی در آینه بندان دل پر امید و متوکل پدر و مادر قدم در راه پر تب و تاب زندگی نهاد. کودکی را در دشتبو گذراند. تحصیلاتش را تا پایان ابتدایی در دشتبو ادامه داد. در کنار پدر دامداری و کشاورزی می کرد. با هر نماز پدر همراه هزاران درخت و گل و پرنده زیر آسمان روستای با صفای دشتبو به خدای آسمان ها سجده می برد و ذکر می گفت و از نفس حق پدر درس بندگی و صراط حق آموخت. تحصیلاتش را در رشته فنی ادامه داد و دیپلم گرفت. پس از پیروزی انقلاب از اعضای فعال انجمن اسلامی شده بود. برای ادامه تحصیل در دانشگاه ثبت نام کرد. قصد داشت برای تدریس به کردستان برود. اما باید به میدان می‌رفت. پنجره های دلش رو به سوی سنگرها و نخل ها و دوستان رزمنده‌اش گشوده شده بود. سال شصت و یک راهی عین خوش شد. عملیات محرم نزدیک بود. عطر خوش وصل صحرای سرتاسر عشق و جنون میراث داران وفا، یاران کربلا، دشت های پر از رمل عین خوش را پر کرده بود. محمد تقی هر لحظه خود را به کاروانیان نزدیک می‌دید. گویی کسی او را به خود می‌خواند. صدای نفس‌هایش را می‌شنید. با رمز (یا زینب)  ثانیه‌هایش تندتر از زمان جلو می‌رفت و او درحالی که خود را برای لحظه دیدار مهیا می‌کرد مشتاقانه در هجدهم آبان ماه در میان دشت‌های پاییزی عین خوش در نمناک‌ترین ثانیه‌ها در زیر بارش هزاران قطره باران چشم در چشم یار انداخت. امامزاده میرمطهر دشتبو پر نور تر از قبل و سرشار از عشق او را در آغوش خود جای داد.

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و درود بر پيامبر خدا محمد(ص) و سلام بر مهدي صاحب زمان و سلام بر نايب بر حقش خميني روح خدا و سلام بر امت مسلمان و قهرمان ايران و سلام بر پدر و مادر مهربانم و درود بر خواهر و برادر عزيزم. اميدوارم كه اگر مشيت الهي بر اين بود كه به سوي او بروم هم‌چون كوه استوار باشيد و افتخار كنيد كه فرزندي تربيت كرده‌ايدكه در راه اسلام و خدا و براي خدمت به خلق مسلمان فدا مي‌شود و به همه تبريك بگویيد.

برادران پاسدارم، برادران انجمن اسلامي و شما برادرانم سلام مرا بپذيريد و مبادا اسلام را زمين بگذاريد در هر كجا كه هستيد سنگر خود را حفظ كنيد و با قدم خود چشم دشمن را هدف قرار دهيد.

خواهر مهربانم به جاي لباس عزا لباس پيام بپوش؛ هم‌چون زينب سلام‌ا..، به قوانين عاليه اسلام عمل كنيد و بيشتر اسلام و انقلاب و امام خميني را ياري كنيد كه اين نعمت بزرگ الهي است و اگر قدرش را ندانيم غضب خدا بر ما نازل مي‌شود و ديگر اين‌كه راهي كه خودم رفتم با آگاهي كامل خودم بوده و چون مكتب به من حكم مي‌كند مجبورم كه به مكتب گردن نهم و ديگر من براي آب و خاك نجنگيدم چون از آب وخاك پست‌تر و زشت‌تر چيزي وجود ندارد و انگيزه جهاد من تنها كمك به دين خدا  و براي حفظ اسلام و ياري امام بوده و پس اميدوارم كه مقبول درگاه خداوند قرار گيرم.

والسلام، محمد تقي افضلی

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.