جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید میکائیل قرنی

فرازی از وصیت نامه:
شهید میکائیل قرنی

خدا يكى‌‌ست ايمان يكى‌‌ست ، وطن يكى‌‌ست رهبر يكى‌‌ست ، سخن يكى‌‌ست سنگر يكى‌‌ست حرف يكی‌‌ست رهبر يكى‌‌ست، نبايد تن به ذلت داد ، هرگز نبايد ره به دشمن داد ، بايد براى حفظ حق كوشيد . تاريخ شيعه اين چنين درسى به عالم داد.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :میکائیل قرنی
نام پدر :محمدابراهیم
تاریخ تولد :۱۳۳۰/۱۲/۰۱
محل تولد :دامغان
شغل :پاسدار
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :تک تیرانداز 
سن :۳۰ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۲/۱۲
محل شهادت :هویزه
نام عملیات :بیت المقدس
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت تیر

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :خراسان شمالی
شهر :اسفراین
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای اسفراین

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

 

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید میکائیل قرنی، فرزند محمدابراهیم، در تاریخ ۱۳۳۰/۱۲/۰۱ در شهرستان دامغان متولد شد. پدرش کارمند بازنشسته ژاندارمری بود و از این طریق امورات خانواده را تأمین می نمود. او تا مقطع ششم ابتدایی به درس خواندن ادامه داد و بعد از ترک تحصیل به تهران رفت و از آن جا  بعد از مدتی  کوتاه به اسفراین رفت. در اسفراین ازدواج کرد و تشکیل خانوداه داد و حاصل این ازدواج دو فرزند پسر و یک دختر می باشد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،به دستور امام(ره)،او نیز به عضویت این ارگان درآمد تا در کنار دیگر برادران ایران اسلامی از این مرز و بوم دفاع کند. در زمان جنگ تحمیلی  از طرف این ارگان به جبهه اعزام شد،تا در سنگرهای سپاه اسلام از کیان دین دفاع کند و در مقابل بی حرمتی بیگانگان بایستد.ا به منطقۀ هویزه رفت و در آنجا دلاورانه در مقابل دشمن بعثی جنگید و به همراه دیگر غیور مردان از آرمانهای انقلاب اسلامی دفاع کردند و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۰۲/۱۲ در منطقۀ هویزه به درجۀ رفیع شهادت نایل آمد. پیکر مطهرش را به اسفراین انتقال دادند و در آنجا در جایگاه ابدیش به خاک سپرده شد.

آن روز گدازۀ دلم را دیدم

                              خاکستر تازۀ  دلم را دیدم

وقتی که به روی دوش مردم می رفت

                             تشییع جنازۀ  دلم را دیدم

   “راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحيم

قبل از هر چيز بايد به امام عزيز و رهبر بزرگ و شهداى گلگون كفن انقلاب و مجروحان انقلاب سلام عرض كنم شهداى عزيزى كه براى به ثمر رسيدن انقلاب جانشان را فداى اسلام كردن و با خون خود نهال اسلام را آبيارى كردند عزيزاني كه در خط امام بودند و راه‌‌شان را انتخاب كردند حال نوبت ماست كه امام را تنها نگذاريم و به نداى آن رهبر بزرگ لبيك گويم.

اينجانب ميكائيل قرنى فرزند محمدابراهيم ساكن اسفراين شغل پاسدار سپاه اسفر، اين مدت سه سال است كه اينجانب از اول انقلاب در اين مقدس خدمت مى‌‌كنم ولى هنوز بنده با اين‌‌كه برادران ما آن‌‌قدر شهيد شدن من هم آرزوى شهادت داشتم و دارم اين افتخار نصيب بنده شده حال كه قرار است چند تايى از برادران به جبهه اعزام بشويم بنده هم آرزو دارم كه اولاً رفتن ما در جبهه با سرنگونى صدام كافر روبرو بشويم يا اين كه پروردگار ما را قابل بداند كه در اين راه شهيد شوم.

به برادران خودم سفارش مى‌‌كنم كه راه خودشان را ادامه دهند و سنگر برادرانشان را خالى نگذارند، جوانان در سپاه و بسيج عضو شوند و خودسازى كنند تا به خدا نزديك شوند.

سفارش من به خانواده‌‌ام اين است اگر شهيد شوم حق ندارند هيچ گونه ناراحتى كنند آن مادرى كه در بالاى سر فرزند شهيد خودش به خود بيايد و اظهار خوشحالى و افتخار مى‌‌کند كه همچنين فرزند پرورانده سال‌‌هاى سال زحمت كشيده اما زحمتش هدر نرفته يا آن زنى كه همسرش را در حال اعزام شدن به جبهه مى‌‌بيند و می‌‌گوید همسرم برو من نگهدارى از بچه‌‌هايت مى‌‌كنم بعد از تو من راه تو را در پيش مى‌‌گيريم پس در اين صورت ما كه در اين زمان و مكان مقدس يعنى ايران اسلامى هستيم بايد از وطن و از ناموسمان و اسلام دفاع كنيم و سفارش من به برادران و خواهران مهربان اين است كه در پشت جبهه كه هستند با وحدت خود مشت محكمى به دهان ياوه‌‌گويان و منافقين بزنند.

ما اگر جلوى اين از خدا بي‌‌خبران را كه دم از دفاع از خلق مى‌‌زنند ولى با شهيد كردن بهترين عزيزانمان چون شهيد مظلوم بهشتى و رجايى و باهنر و تمام بزرگ ولى بايد بدانند كه لانه‌‌هاى پوشالى اين از خدا بى‌‌خبرها از هم پاشيد و ديگر دوامى ندارند مگر نديدن اينان كه اربابانشان چون رجوى فرارى بنى‌‌صدر كه از ترس به سوراخ توالت هواپيما قايم شده و به پاريس فرار كرد.

موسى خيابانى كه براى آمريكا كار مى كرد به درك واصل شد ولى در عوض آن پاسدار عزيز از جان گذشته براى نجات دادن بچه رجوى آمريكايى جان خودش را فدا كرد پس اسلام كه آن درس را به آن پاسدار با رهبرى امام بزرگوار آموخته كه هم‌‌چنين فداكارى و از خود گذشتگى را از خود نشان دهد چون آن برادر پاسدار مى دانست كه اين رجوى شايد فردا يك انسان جندالهى از آب درآيد.

و در آخر وصيت به پدر و مادرم و برادرانم سلام مى‌‌رسانم و سفارش بنده به پدر و مادرم اينست كه شهيد شدن فرزندشان بايد افتخارى بزرگ باشد براى آن‌‌ها و براى تمام پدر و مادرها.  اميدوارم بعضى از پدر و مادرها درس بگيرند از فرزندان خود كه شب و روز به فكر پيروزى انقلاب اسلامى ايران و اسلام به رهبرى امام خمينى كوشش و از خود گذشتگى نشان دهند.

خدا يكى‌‌ست ايمان يكى‌‌ست ،   وطن يكى‌‌ست رهبر يكى‌‌ست ،   سخن يكى‌‌ست سنگر يكى‌‌ست

حرف يكی‌‌ست رهبر يكى‌‌ست،  نبايد تن به ذلت داد ، هرگز نبايد ره به دشمن داد ،  بايد براى حفظ حق كوشيد . تاريخ شيعه اين چنين درسى به عالم داد.

در ضمن اگر ان‌‌شاءالله تعالى شهيد شدم جنازه من را در جوار شهداى اسفراين دفن نمايند و زحمتى براى برادرم مى‌‌شود چون پدر و مادرم در شهر دامغان مى‌‌باشند.

والسلام وعليكم و رحمت الله و بركاته

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.