جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید موسی فیروزآبادی

فرازی از وصیت نامه:
شهید موسی فیروزآبادی

خداوندا به تو پناه آورده‌ام پناهم ده و مرا از درگاه خود مرهان زیرا تو ارحم الراحمین «غیاث المستغیثین» تو حبیب القلوب الصادقین هستی.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :موسی فیروزآبادی
نام پدر :علی اکبر
تاریخ تولد :۱۳۳۷/۰۵/۲۱
محل تولد :کلاته
شغل :کارگر ذوب آهن
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :تک تيرانداز
سن :۲۷ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۴/۰۵/۰۸
محل شهادت :مریوان
نام عملیات :کمین دشمن
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش به سر و پا

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای دامغان

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید موسی فیروزآبادی، فرزند علی اکبر،در تاریخ۱۳۳۷/۰۵/۲۱ در کلاته از توابع شهرستان دامغان چشم به جهان گشود. او دوران کودکی را در همانجا سپری کرد و بعد از پایان کلاس ششم ابتدایی ترک تحصیل کرد وبه کار مشغول شد.وقتی زمان رفتن به خدمت مقدس سربازی اش فرا رسید،به سربازی رفت و پس از پایان این دوره به استخدام اداره ی کشاورزی درآمد.

وقتی درآن سال ها کشور عراق به خاک مقدس ایران حمله کرد ، ملت ایران آرام ننشستند و لباس رزم به تن کرده و به یاری هموطنان عزیزمان شتافتند. شهید فیروزآبادی نیز از سوی جهاد سازندگی دامغان به جبهه های نبرد حق علیه باطل رفته تا او هم در این حماسه ی بزرگ ملت ایران سهمی داشته باشد و به وظیفه و تکلیف شرعی خود در این زمینه جامه ی عمل بپوشاند.

او به کربلای غرب کشور، اشنویه اعزام گردید تا در کنار دیگر رزمندگان سپاه اسلام از آرمانهای مقدس انقلاب و قرآن پاسداری کنند. شهید در هنگام اعزام به جبهه ، چهار فرزند به نام های ابوذر، امینه ، رمضان و ام البنین داشت. او بعد از چندین بار حضور در جبهه های حق و حقیقت،در تاریخ ۱۳۶۴/۰۵/۰۸ در مریوان در اثر اصابت ترکش، از جام شیرین شهادت نوشید و به وصال دوست رسید. پیکر پاک این جهادگر دلاور در فردوس رضای دامغان ،گلزار شهدا ، به خاک سپردند.

 

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

همه از سوی خداییم و بازگشت همه ما بسوی اوست

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون

حمد و ستایش خدای را که مرا از گل آفرید و از روح خود در من دمید و نسل آدم را از آبی پست که شیر جان است بیاراست و به او راهی نشان داد. بار پروردگارا! خداوندا این بنده حقیر تو سراسر از گناه و خطاهایی که پرده بر رویش نهاده‌‌ایی و چه گناهانی که در خفا انجام داده‌ام خدایا معبود من، خودم را می‌شناسم چه موجودی هستم من کسی هستم که قلبم را لانه شیطان کرده بودم.

پروردگارا تنها راه نجات را در قدم برداشتن و فنا شدن در راه تو دیدم و چون از امامت نقل شده که شهیدان با ریختن اولین خون بر زمین تمام گناهانش بخشیده می‌شود. خداوندا به تو پناه آورده‌ام پناهم ده و مرا از درگاه خود مرهان زیرا تو ارحم الراحمین «غیاث المستغیثین» تو حبیب القلوب الصادقین هستی.

خدمت امام خمینی رهبر بزرگ انقلاب با سلام و درود به پیشگاه رهبر انقلاب که چنین مبارزه ای را به ما آموخت و شرف عطوفت به ما عطا فرمود نور دو عینم، نور هدایت ای امام ای کسی که درس آزادگی از مکتب حسین (ع) را به ما یاد دادی‌ای امام ای کسی که قلبهای ما جوانان برای تو می‌تپد. ای یار مستضعفین، ای کسی که روح ما جان و قلب ما را با چراغ پرفروغ بار الهی روشن و پر نور ساختی‌ای کسی که دست ما را بگرفتی و از ظلمت به نور کشاندی، ای امام در صحنه های جنگ با هر قطره خونمان تنها نقش الله اکبر و خمینی رهبر می‌نگاریم چه نقش زیبایی خون ما ریخته می‌شود و بر آسمان‌ها نقش می‌بندد که خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (ع) خمینی را نگه دار

و چند سخنی با پدر ارجمند: در راه خدا اسماعیل خود را آماده کن مبادا اگر فرزندت در راه الله حرکت کرد و شهید شد غمی بر چهره مردانه‌ات بنشیند شادان باش و بدان که شهادت یکی از اعضا خانواده باعث سربلندی و عزت و شرف خانواده بل اسلام می‌گردد. پدر جان از من هر چه بدی دیده ای ببخش تا روح من در دنیای جاوید در آرامش باشد و در برابر سختی‌ها و مصیبت استقامت و صبور باش که خداوند صابرین در راه خدا را دوست دارد «والله یحب الصابرین»

و تو ای مادر گرامیم: می‌دانم که تو زخم‌ها و درد های بسیاری برای من کشیده ای و من نتوانستم هنوز کوچک‌ترینم قدمی برای رضای تو بردارم و از دین زخم‌های تو درآیم از خداوند متعال می‌خواهم اجری به تو دهد که شایسته شما مادران با تقوا باشد مادر مهربانم همانند کوه استوار و مقاوم باش لحظه ای از نام و یاد خدا غافل مباش در راه دین خدا از هیچ چیز دریغ نکن چه از مال فرزند و جان و چه عزیزترین چیز خود که هر چیز بدهید در راه خدا باز هم کم داده ای و اگر هر سخنی در راه خدا به تو رسید استقامت و صبر کن که خداوند دوست دارد صابرین والسلام و مادر جان مرا ببخش و حلالم کن

وصیت به همسر و فرزندم: ای همسر عزیزم از تو می‌خواهم که مرا ببخشید اگر اخلاق خوبی در خانه نداشتم حلالم کن در ضمن من خلقت نشدم که همسری خوب برای تو و پدری مهربان برای فرزندانم باشم گر چه این یکی از وظایف کوچک من است اما زمانی که کودکی یتیم نباشد و خواهران و مادران ما در زیر چکه های استعمارگر شرق و غرب پایمال نشود و دخترمان را طوری تربیت کنی که ادامه دهنده راه زینب و فاطمه (ع) باشد تو مسئول هستی که جبران محبت پدری را به سمیه بکنی او احتیاج به محبت می‌باشد هر چه که به من اظهار محبت می‌کردی به او بکن و او را با قرآن و اسلام آشنا کن خداوند شما را پیروز و موفق بدارد «همسرم از تو می‌خواهم زینب گونه باشی»

و شما برادرانم: سعی کنید دین خدا را درک کنید و پوینده و کوشنده در این راه باشید و الا پشیمان می‌شوید اسلحه من و دیگر مجاهدان راه خدا شما راست مبادا بر زمین بماند شما هم من را حلال کنید

و شما خواهرانم: می‌خواهم همچون زینب باشید و او را بشناسید و مقلدش باشید و تحملش صبرش را در مصیبت به آن بزرگی کربلا که جلو چشمش اتفاق افتاد سرمشق خود قرار دهید با حفظ حجاب و نجابت و عفت خود او را خشنود نمایید

وضع وراثت زندگی: بابت مهریه همسرم موجودی که در حال حاضر در زندگی‌ام دارم متعلق به او می باشدپدرم را در مسائل مربوطه وراثت قیوم تعیین می‌کنم که در غیابش برادر بزرگ را معرفی می‌کنم طلب نقدی از برادرم به مقدار 1300 تومان و بدهکاری بابت خمس به آقای موسوی 4500 تومان 25000 تومان از صاحب خانه آقای عظیم جمالی طلب دارم و مقداری از بانک بابت حقوق و دیگر هیچ خداوند موفق و پیروزتان کند اگر هر اشکالی دارد از طرف من موکل است پدرم تصحیح کند.

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.