جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید مهدی خورزانی

فرازی از وصیت نامه:
شهید مهدی خورزانی

به جهانخواران شرق و غرب بگوئيد كه اگر خانه و كاشانه‌‌ام را به آتش بكشيد، اگر گلوله‌‌هاي شما قلبم را سوراخ كند، آرزوي شنيدن يك كلمه ضعف و زبوني و آرزوي فروختن دينم را به گور خواهيد برد. به آنها بگویيد كه اگر پيكرم را زنده زنده پاره كنند، اگر پاره‌‌هاي تنم را به آتش بسوزانند، اگر خاكسترم را به دريا بريزند، از دل امواج خروشان دريا صدايم را خواهيد شنيد كه فرياد مي‌‌زنم اسلام پيروز است. كفر و منافق نابود است.

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :مهدی خورزانی
نام پدر :قربانعلی
تاریخ تولد :۱۳۴۵/۰۵/۰۵
محل تولد :تهران
شغل :آزاد
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :تک تیرانداز
سن :۱۷ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۲/۰۶/۲۶
محل شهادت :سردشت
نام عملیات :کمین دشمن 
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت گلوله و سوختگی

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای دامغان

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید مهدی خورزانی فرزند قربانعلی در تاریخ ۱۳۴۳/۰۵/۰۵ در تهران به دنیا آمد . پدرش انسانی شریف و زحمتکش و به کار بنایی ساختمان مشغول بود و به لطف خدا زندگی خوبی داشت. شهید تا سال سوم ابتدایی خود را در تهران گذراند و بعد از آن به همراه خانواده به دامغان عزیمت نموده و در آنجا ساکن شدند.

اوتحصیلات خود را در آنجا تا سال سوم راهنمایی ادامه داد ولی بعد از آن به دلیل شرایط بوجود آمده درکشورش تصمیم گرفت درس و مدرسه را رها کند و در کلاس دیگری حاضر شود. در سال ۱۳۵۹ که عراق جنگ را به ایران تحمیل کرد، بسیاری از جوانان و دیگر مردان غیرتمند ایران اسلامی در این شرایط بحرانی وظیفه خود دانستند که در جبهه حاضر شوند و از کشورشان دفاع کنند.

او از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دامغان راهی جبهه شد و داوطلبانه و جان برکف سینه ی خود را در مقابل دشمن سپرکرد.

این نوجوان بسیجی دو بار دلاورانه به جبهه رفت و در دومین اعزامش در تاریخ ۱۳۶۲/۰۶/۲۶ در سردشت پس از درگیری با ضدانقلابیون ، در اثر اصابت گلوله به درجه رفیع شهادت نایل گردید. حقیقتاً او در این مدرسه ی بزرگ بهترین نمره را گرفت و از جام شیرین شهادت سیراب شد. پیکر پاک شهید، پس از انتقال به دامغان ،در گلزار شهدا در کنار دیگر همرزمان او به خاک سپرده شد و در جایگاه ابدیش آرمید.

  “راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم ا... الرحمن الرحيم

يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فادخلي في عبادي وادخلي جنتي.

اي نفس قدسي مطمئن و دل آرام (به ياد خدا) و امروز به حضور پروردگارت بازآي و در صف بندگان درآي كه تو خشنودي به نعمت‌‌هاي ابدي او و او راضي از توست و در بهشت من داخل شو. (سوره حجر)

در لحظات آخر عمر خود چند توصيه به خانواده‌‌ام و ملت ايران دارم شما را به پيروي از امام خميني و اطاعت بي چون و چرا از راهش كه همانا راه امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه الشريف است توصيه مي‌‌كنم.

من در تمام عمرم نتوانستم خدمتي به اين پير كبير بكنم. شما را توصيه به حمايت شديد از انقلاب مي‌‌كنم كه نعمت بسيار بزرگي است كه خدا به ملت ما ارزاني گردانيده و با هر كسي كه از روي عناد با اين انقلاب دشمن است به قابله برخيزيد.

هيهات كه 17 سال از عمرم گذشت و هنوز اندر خم يك كوچه‌‌ام، زيرا كه از نعمت‌‌هاي پروردگار كه به من داده سپاسگزاري به خوبي نكردم و شرمنده‌‌ام و بيشتر از همه از نعمت بزرگ خداوند ناسپاسي كردم كه امام و رهبر و مرجع تقليد روح خدا خميني بت‌‌شكن باشد توفيق نيافتم كه بيشتر بشناسمش افسوس و صد افسوس كه با او هم عصر بودم ولي از ولايش بهره نجستم و به فرامينش نينديشيدم تا راه را بيابم.

رهبر عزيزمان را تنها نگذاريد هميشه از او تبعيت كنيد من كه موفق به ديدارش نشدم. پدرم يا از همرزمانم از طرف من به دست بوسي ايشان برويد.

مادر اگر خواستيد مجلس عزاداري بگيريد آن را تجلي نكنيد و پول آن را به مناطق جنگي اختصاص بدهيد. وسائلم را به برادر ديگرم مي‌‌بخشم تا بتواند راهم را ادامه دهد. كتاب‌‌هاي خود را به برادر و خواهر كوچكم مي‌‌بخشم تا بتواند با خواندن آن كتاب‌‌ها راهم را ادامه دهند.

تفنگم را بياوريد تا سينه دشمن را سوراخ كنم كه ديگر تحمل اين همه نامردي را ندارم آخر مگر اين ملت آزادي‌‌خواه و حق‌‌پرست چه كرده است كه اين چنين ناجوانمردانه همه‌‌شان بسيج گشته‌‌اند؟

آخر مگر در اين دنيا استقلال و آزادي جرم است كه اين چنين ملت‌‌هاي اسلام را به محاصره اقتصادي و نظامي  مي‌‌كشيد؟

اي مادرم كفنم را بياور تا بپوشم كه خون من از خون امام حسين(ع) و علي‌‌اصغر به خون خفته كه رنگين‌‌تر نيست.

به جهانخواران شرق و غرب بگوئيد كه اگر خانه و كاشانه‌‌ام را به آتش بكشيد، اگر گلوله‌‌هاي شما قلبم را سوراخ كند، آرزوي شنيدن يك كلمه ضعف و زبوني و آرزوي فروختن دينم را به گور خواهيد برد.

 به آنها بگویيد كه اگر پيكرم را زنده زنده پاره كنند، اگر پاره‌‌هاي تنم را به آتش بسوزانند، اگر خاكسترم را به دريا بريزند، از دل امواج خروشان دريا صدايم را خواهيد شنيد كه فرياد مي‌‌زنم اسلام پيروز است. كفر و منافق نابود است.

فرياد و دعاي همه رزمندگان در اين‌‌جا اين است:

(خدايا خدايا، تا انقلاب مهدي ، خميني را نگهدار)

و مي‌‌گويند تمام عمر ما فداي يك لحظه عمر امام. همه را به خداي بزرگ مي سپارم .

مهدي خورزاني 1361/05/13

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.