جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید محمدحسین انارکی

فرازی از وصیت نامه:
شهید محمدحسین  انارکی

 

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :محمدحسین  انارکی
نام پدر :حسن
تاریخ تولد :۱۳۴۰/۰۱/۰۱
محل تولد :روستای زرین آباد دامغان
شغل :دانشجو مهندسی
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :فرمانده اطلاعات و عملیات سپاه تهران
سن : 
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۶/۰۱/۱۸
محل شهادت :شلمچه 
نام عملیات :کربلای ۸
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت تیر مستقیم

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :تهران
شهر :تهران
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :بهشت زهرای تهران

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید محمدحسین انارکی. پسر دیگری از جنس خورشید در خانه‌‌ای کوچک و ساده با صاحب‌‌خانه‌‌ای دریادل در روستای زرین‌‌آباد به دنیا آمد. چهارمین فرزندشان بود. اولین روز فروردین‌‌ماه سال چهل شمسی وقتی محمدحسین با گریه‌‌ها ورودش را اعلام کرد. شاید قصۀ آمدن، مهمان شدن و رفتنش را فرشته در گوش باد بهاری برایش زمزمه کرده بودند که پس از هر گریه اندکی اشک و لبخند، جاری بر لب‌‌هایش بود. یک‌‌سال‌‌و‌‌نیم بیشتر نداشت که به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند.

تحصیلات ابتدایی تا پایان متوسطه را با موفقیت در تهران به پایان رساند. نوجوان که بود شور شیدایی و نسیم عشقی که از بدو تولد همراه با زمزمۀ فرشتگان در کالبد جانش دمیده شده بود، به اوج رسید. نسیم خوش وصل و نور حقیقت را در کلام امام و مقتدایش یافته بود. دل به کلامش سپرد و همراه با تمام جوانان شهر چشم به آسمان دوخت.

در جلسات انقلابیون شرکت می‌‌کرد. اعلامیه پخش می‌‌کرد و درس هم می‌‌خواند. از طرف ساواک بارها مورد تعقیب و تهدید قرار گرفت .در چندین مرحله دستگیر و مورد شکنجه هم قرار گرفت اما درد تن مانع از آن نشد تا محمدحسین کوچک‌‌ترین دردی که دوست در آزمون‌‌هایش قرار داده بود، احساس کند. درد که نه، شهدی بود شیرین و شهادت بالاترین و والاترین آن و به راستی برایش «اهلا من‌‌ا‌‌‌‌لعسل» بود.

پس از پیروزی انقلاب و شروع جنگ داوطلبانه به عضویت سپاه درآمد. سال شصت‌‌ودو در کنار هم‌‌سفری مهربان با تمام عهدی که با خداوند بسته بود هم‌‌پیمان شد و محکم‌‌تر و استوارتر به ادامۀ راه. بعد از این در عملیات‌‌های مختلف شرکت نمود و بارها مجروح شد. چهار سال گذشت. روزها و ماه‌‌ها روی هم انباشته می‌‌شد و کوله‌‌بار مسافر سبک‌‌تر و شانه‌‌های فراق و جدایی‌‌اش سنگین‌‌تر و محمدحسین در انبوه تنهایی فرسوده‌‌تر اما پر امید به روز وصل.

بهار شصت‌‌وشش هجده روز خود را تجربه کرده بود و محمدحسین بیست‌‌وشش بهار از دنیا را پشت سر می‌‌گذاشت. خاک شلمچه آخرین سرزمین بود که گام‌‌های او بر روی آن قدم می‌‌گذاشتند و عملیات کربلای۸ آخرین بهانۀ بودن او در زمین.

گلوله‌‌های سربی بهانۀ پروازش شدند و محمدحسین بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن به قلب پراندوهش به سمت خداوند مهربانش عروج کرد. پیکر تابناکش در بهشت زهرای تهران آرمید.

“راهش جاوید باد”

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.