جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید محمد تقی کردی

فرازی از وصیت نامه:
شهید محمد تقی  کردی 

 

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :محمد تقی  کردی 
نام پدر :محمدقلی 
تاریخ تولد :۱۳۱۸/۰۱/۰۱
محل تولد :روستای مایان دامغان 
شغل :کارمند بهداری
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :تک تیرانداز
سن : 
خانواده چند شهید :دو شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۲/۱۲
محل شهادت :خرمشهر
نام عملیات :بیت المقدس
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش به صورت و گردن و شانه

شناسنامه تدفین

کشور :ایران 
استان :تهران
شهر :تهران
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :بهشت زهرای تهران

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید محمد تقی کردی. در هیاهوی رویش گیاهان و گرم شدن زمین در اولین روز بهار سال هزارو سیصد و هجده خورشیدی محمد تقی میان هزاران معجزه ای که بین آسمان و زمین خداوند معطل بود، در آغوش مادر جای گرفت. و مادرش ایمان داشت این همان فرزندی است که روزی ناممکنی را چون جوانمردان روزگار ممکن می کند. محمد تقی در روستای مایان متولد شد. محمد قلی، پدرش، چندی بعد برای همیشه ترکشان کرد و محمدتقی تنهایی را از همان لحظات کودکی در آغوش مادر، در اشک های بی صدا و جاری او حس می کرد. کودکی اش را در زادگاهش سپری می کرد. چنان که فقط، دستان گرم مادر تنها پشتیبانش بود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان رساند و به کار باغداری مشغول شد.

او در سایه سار ایمان و توکل به خداوند و چتر جوانمردی مادر رشد کرد. چندی بعد به تهران مهاجرت کرد و در سن جوانی به سنت پیامبرش ازدواج کرد و حاصل این ازدواج آسمانی سه پسر شد. پدر خانواده حالا کارمند دولت بود. در بیمارستان لبافی نژاد مشغول کار شده بود.

هیئتی هم بود. دم گرم اهالی هیئت حضرت رقیه (س) مشام جانش را تا حوالی خیمه های نیمه سوخته یا شاید گودال نیزه برده بود و سخت بی تابش کرده بود. و چه کسی می دانست رازهای مگوی محمدتقی را.

این بسیجی عاشق و پدر متعهد با شروع جنگ فرصت را غنیمت شمرد. از طرف بسیج بیمارستان راهی میدان مبارزه شد تا شاید کمی به بی قراری های دلش پاسخ دهد. در این راه مجروح شد. اما درد تن مانع او نشد. و دوباره اعزام شد.

بهار از راه رسیده بود که محمدتقی دوباره رفت و این بار مشتاق تر از قبل. صد و سه روز انتظار او به لحظه های آخر می رسید. دوازدهم اردیبهشت شصت و یک بود و خرمشهر و عملیات بیت المقدس. محمدتقی که با درد آشنا بود و تنهایی رسم دیرینۀ او بود در زندگی، ترکش های سربی با نشستن بر صورت و گردن و شانۀ این تک تیرانداز، او را بر عرش خداوند مهمان کردند تا بار دیگر بر همگان بگوید که می شود هر ناممکنی را ممکن کرد. پیکرش در بهشت شهیدان پایتخت آرام گرفت.

    “راهش جاوید باد”

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.