جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید سعید علیزاده

فرازی از وصیت نامه:
شهید سعید علیزاده

 

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :سعید علیزاده
نام پدر : علی اصغر
تاریخ تولد :۱۳۶۸/۰۲/۱۲
محل تولد :دامغان
شغل :پاسدار
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :نیروی اطلاعات و عملیات
سن :۲۶ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۹۴/۱۱/۱۲
محل شهادت :سوریه - شمال حلب
نام عملیات :آزاد سازی شهرک های نبل و الزهرا
موضوع شهادت :عملیات ویژه برون مرزی
نحوه شهادت :اصابت گلوله به سینه و پا

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا : 
تاریخ تدفین :۱۳۹۴/۱۱/۱۵
گلزار :گلزار شهدای دامغان

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

«ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود                                                       واندل که با خود داشتم با دل ستانم می رود
در رفتن جان از وطن گویند هر نوعی سخن                                                     من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود»

بوی سیب می آمد و سفری قریب و گریه هایی غریب که نوزاد در آغوش مادر آمدنش را مدام نشان می داد.

فرزند سوم را سعید نام گذاشتند.
دوازده روز از اردیبهشت شصت وهشت می گذشت و حاج علی اصغر دومین پسرش را با دلهره ای رازناک در آغوش گرفت.
او از ردپای هر روز مادر که سجاده اش بود و آسمان نیایش و نفس های پرطراوت دعاهایش، و قدم های استوار پدر، رسم بندگی و زندگی آموخت. تحصیلاتش را تا دیپلم در دامغان گذراند.
نوجوانی که مسئول پایگاه بسیج باب الحوائج بود. دردمندی که درمانش راز و نیاز با معبود بود. اگر جست وجویش می کردی در هیئت پیدایش می کردی. اما باید از مرز شهر عبور می کرد. برای رسیدن به مقصد از آب و خاک عبور باید کرد.
برای ادامه تحصیل، دانشگاه امام حسین(ع) را انتخاب کرد. پس از پایان تحصیلات پاسدار تیپ ۱۲ قائم(عج) سمنان شد و این بار از نقشه و از مرز و از خط گذشت.
برای دعاهای مستجابش رو سوی مولایش حسین(ع) کرد. در چله نشینی زائران حسین(ع) در گمنام ترین راه عاشقی قرار گرفت؛ جاده ای به رنگ سرخ، پیامبران سرخ آزادگی.
در تمام طول مسیر از مولایش اذن خواست و دعای حضور و افتخار سربازی.
قنوت¬هایش در گوش هفت آسمان می پیچید و جانمازش به وسعت دریاها نمناک می شد.
در دومین چله نشینی اش در دومین پیاده روی اربعین اذن سربازی بانو را گرفت. پس از آن راهی شام شد و چه سعادتمند بود سعید و چه بیدار بود سعید. بیدارتر از تمام جهان.
رفت و این بار در خودش چله ای گرفت. رفت و این بار از پله-های خودش بالا رفت و عشق پرواز کرد تا خدا.
در مسیر آزادسازی مناطق نبل و الزهرا در دوازدهم بهمن ماه نود و چهار در آغوش یار مأوا گرفت.

وصیت نامه شهید

به نام خدای مدافعان حرم

ما را مدافعان حرم آفریده‌‌اند              اصلاً برای پاره‌‌پاره‌‌شدن آفریده‌‌اند

عازم سفری هستم. به رسم مسلمانی. چند خطی را در کمال صحت جسمی و روانی از خود به یادگار می‌‌گذارم.

خیلی وقت بود که نفس‌‌کشیدن تو این هوا برایم سخت شده بود، هوایی پر از ریا، دروغ، نفاق و دورویی. برای کمال و رسیدن به کمال راهی جز رفتن نیست و عبور کردن از تن و نفس... که اگر بمانی اسیر نفس می‌‌شوی.

خسته شده‌‌ام از نشستن، از کسالت، از خمودی و از یک‌‌نواختی. از این‌‌که بنشینم و هر روز خبر شهادت دوستان و هم‌‌لباس‌‌هایم را بشنوم. تا این‌‌که این مجال فراهم شد.

از همه کسانی که در طول این بیست‌‌وشش سال و شش ماه و پانزده روز برایم زحمت کشیدند ممنونم و از همه آنان همین‌‌جا حلالیت می‌‌طلبم.

از دوست و رفیق و نارفیق و... حلالیت می‌‌طلبم. از مادرم حلالیت می‌‌خواهم که فرزند خلفی برایش نبودم. ازش می‌‌خواهم خانم حضرت زینب(س)را الگو و اسوۀ خودش قرار دهد.

امیدوارم حضرت زهرا(س) عنایتی کنند تا من به هدفی که از ورود به سپاه داشته‌‌ام و آن هم تنها خواستن شهادت از خداوند بود، نایل آیم.

کوچک‌‌تر از آن هستم که کسی را نصیحت کنم اما همه را به صداقت، محبت و پرهیزکاری دعوت می‌‌کنم و از آنان می‌‌خواهم فریب مال دنیا را نخورند که این مال فناپذیراست.

به قول شهید همدانی اگر دوست داشتند نفری یک روز روزه و یک نماز برایم بخوانید.

«از همه حلالیت می‌‌خواهم.» 1394/08/15

۳ دیدگاه برای “شهید سعید علیزاده”

  1. علی محمد علیزاده گفت:

    ببخشید برخی اطلاعات مربوط به شهید سعید علیزاده درست نیست .از جمله تاریخ شهادت ایشون .ضمنا فامیلی ایشون پسوند ندارد.

  2. اینجانب علی محمد علیزاده برادر شهید امادگی دارم جهت ارائه اطلاعات مربوط به شهید با شما همکاری کنم .

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.