جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید ابوالفضل طوسی

فرازی از وصیت نامه:
شهید ابوالفضل  طوسی

حال كه روح از كلبه خاكيم بيرون آمده اميدوارم همان‌‌طور كشته شده باشم كه خود مي‌‌خواستم در رويارويي كامل و حمله به دشمن  

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :ابوالفضل  طوسی
نام پدر :محمد علی
تاریخ تولد :۱۳۴۰/۰۵/۲۸
محل تولد :روستای جزن دامغان
شغل :آزاد
وضعیت تاهل :مجرد
مسئولیت :تک تیرانداز
سن :۲۰ سال
خانواده چند شهید :یک شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۴/۲۳
محل شهادت :شلمچه - شرق بصره 
نام عملیات :رمضان
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :اصابت ترکش توپخانه

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :سمنان
شهر :دامغان
روستا :جزن
تاریخ تدفین : 
گلزار :گلزار شهدای روستای جزن

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید ابوالفضل طوسی. سال چهل هجری شمسی مردادماهش را تجربه می‌‌کرد. در بیست‌‌و هشتمین روزش ابوالفضل در خانۀ آقامحمدعلی چشمانش را باز کرد. خانم شاکری فرزند سوم را در حالی در آغوشش می‌‌فشرد که زیر لب شکر خدا را می‌‌گفت اما اشک‌‌های جاری روی صورتش پیام‌‌آور فراغی زودرس بود.

ابوالفضل در کودکی همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در تهران گذراند. قبل از انقلاب به دامغان بازگشتند و در روزهای مبارزه، به مردم مبارز شهر پیوست چرا که از کودکی در دامان مادر، ازخودگذشتگی، عشق و ایمان به خدا را آموخته بود.

ابوالفضل این جوان انقلابی و مبارز، پس از شروع جنگ داوطلب خدمت سربازی شد. در بیست‌‌وششم آبان‌‌ماه سال پنجاه‌‌ونه برای خدمت نظام، پا به عرصه جنگ گذاشت. از آن تاریخ تا بیست‌‌وسوم تیرماه شصت‌‌ویک، نوزده ماه خدمت کرد. در عملیات رمضان در شرق بصره مورد اصابت ترکش توپ‌‌خانۀ دشمن قرار گرفت و در شمار سربداران شهر شجاعان قرار گرفت و در بهشت شهیدان شهر آرام گرفت.

“راهش جاوید باد”

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحيم

ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء من عند ربهم يرزقون

با سلام و درود به مردم در راه ميهنم و شهيدان به خون خفته اينك كه در راه دفاع از حيثيت و ناموس كشور و مردم به ديار باقي از ديار فاني رفته ام و جان ناچيز خود را به رب الناس و ناس اهدا كرده‌‌ام اميد مي‌‌دارم كه لايق پيوستن به جرگه هابيليان باشم. كلماتي در زير مي‌‌آورم باشد كه بازگوكننده نيات و اهدافم باشد.

شروع جنگ وظيفه شرعي و انساني خود دانستم كه با حداكثر توانايي گر چه خيلي ناچيز مي‌‌نمود و در بيرون راندن دشمن متجاوز مهمي و نقشي داشته باشم و از همين رو به جبهه شتافتم ولي ميادين جنگ ارضاكننده خواسته‌‌هاي من نبود و ركورد را در اكثر آن‌‌ها مشاهده مي‌‌كردم و حال كه روح از كلبه خاكيم بيرون آمده اميدوارم همان‌‌طور كشته شده باشم كه خود مي‌‌خواستم در رويارويي كامل و حمله به دشمن باري از تو پدر رنج‌‌ديده‌‌ام مي‌‌خواهم كه اين رنج را بر خود به وسيله توانايي كه در وجودت سراغ دارم هموار بگرداني.

و از تو مادر و مهربان و داغدارم خواهان آنم كه اين نیش را با برپایی استقامت خود، ديدن مادران فرزند از دست داده كه كم هم نيستند به نوش مبدل نمايي و تو برادرم (علي) و برادرانم نعمت و حجت و بهمن و یاسر چشمان خود را خوب بگشایید و پس از رفتن من راه خدمت به خدا و خلق خدا، دقیقه‌‌ای را از گام گذاشتن دراین راه فرو گذار نکنید. باشد خدماتتان مورد قبول پروردگار المستضعفین قرار گیرد.

و تو خواهر كوچكم افسانه زندگي خوشي را برايت آرزو مي‌‌كنم و اميدوارم هم‌‌چون بانوي فداكار اسلام زينب كبري بر عليه تمام يزيديان دورانت بشوری. و شما دوستان با وفايم سعيد، بيژن، ابوالفضل و بقيه اميدوارم كه هر كدام به آرزوي خود رسيده و در راه خود پيروز و موفق باشيد شماييد كه همچون برادراني دوستتان مي‌‌داشتم. ما زنده به آنيم آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست والسلام

ابوالفضل طوسي

1360/12/16

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.