جستجو در دایره المعارف شهدا
تولد های روز

نوشته هایی با برچسب سپاه پاسداران

شهید نوروز قربانیان 21 سپتامبر 14

شهید نوروز قربانیان

 

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

عبدالله با زن و سه فرزندش از روستای چهارده (دیباج) دامغان برای کار رفته بود کردکوی. آن‌‌ها چشم به راه فرزند چهارم خانواده بودند. دوم تیرماه هزاروسیصدوچهل‌‌وچهار انتظارشان پایان یافت و نوروز پا به دنیا گذاشت. نوروزعلی شش‌‌ساله بود که پدرش تصمیم گرفت به چهارده برگردد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید محمدعلی قربانیان 21 سپتامبر 14

شهید محمدعلی قربانیان

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

در بیستمین روز شهریورماه یک­هزاروسیصدوچهل­ودو در کردکوی پای به عرصه گیتی نهاد. پدرش محمدحسین کارگر ذوب­آهن بود و مادرش    سکینه­خاتون زنی که از بام تا شام چادر همتش را به کمر بسته بود و به امور خانه و زندگانی می پرداخت و تمام هم­وغمش آسایش خانه و خانواده و تربیت صحیح فرزندانش بود.محمد علی هفت­ساله بود که به مدرسه رفت و تا پنجم ابتدایی را در کردکوی و دیباج تحصیل کرد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید علی محمد قربانیان 21 سپتامبر 14

شهید علی محمد قربانیان

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

علی‌‌محمد سال هزاروسیصدوپنجاه، در دامغان به دنیا آمد. چون در روز جمعه به دنیا آمده بود، نامش را علی‌‌جمعه گذاشتند.مدت‌ها دچار بیماری شد و حالش هر روز بدتر می‌شد. به پیشنهاد روحانی محل، نامش را علی‌‌محمد گذاشتند.تحصیلاتش را تا پنجم ابتدایی ادامه داد. برای این­که پدر بیمار بود و دست‌‌تنها، ترک تحصیل کرد و به یاری پدرش رفت.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید محمد قربانی محمدآبادی 20 سپتامبر 14

شهید محمد قربانی محمدآبادی

<span style=”color: #008000;” data-mce-style=”color: #008000;”><strong>”بسم رب الشهداءوالصدیقین”</strong></span><span style=”color: #000000;” data-mce-style=”color: #000000;”>تنها پسر ابوالفضل قربانی‌محمدآبادی سال هزاروسیصدوپنجاه در روستای محمدآباد دامغان به دنیا آمد. بنابر نذر مادرش نام محمد را بر او گذاردند. هشت خواهر هم دارد. پدرش با کارگری مخارج خانواده‌اش را تأمین می‌کرد.</span><img src=”data:image/gif;base64,R0lGODlhAQABAIAAAAAAAP///yH5BAEAAAAALAAAAAABAAEAAAIBRAA7″ data-wp-more=”more” data-wp-more-text=”” class=”wp-more-tag mce-wp-more” alt=”” title=”بیشتر بخوانید…” data-mce-resize=”false” data-mce-placeholder=”1″ /><span style=”color: #000000;” data-mce-style=”color: #000000;”><span style=”color: #ff0000;” data-mce-style=”color: #ff0000;”>محمد</span> در زادگاهش وارد مدرسه شد. بعد از سال دوم ابتدایی همراه خانواده به دامغان نقل مکان نمودند. او تحصیلاتش را تا دوم راهنمایی ادامه داد. در وقت‌‌های بیکاری‌اش کنار پدر خربزه‌‌چینی می‌کرد و کمک‌‌کار پدر در کشاورزی بود.</span><span style=”color: #000000;” data-mce-style=”color: #000000;”>در پانزده‌‌سالگی به عضویت بسیج درآمد. آموزش‌‌های مقدماتی را در شهمیرزاد سپری کرد. سپس عازم جبهه‌های جنوب گردید. در شهرستان‌‌های دزفول و اهواز با هم‌‌سنگران خود اقدام به سنگرسازی و خدمت به مردم نمود.</span><span style=”color: #000000;” data-mce-style=”color: #000000;”>مدت چهل‌‌وپنج روز هم در جبهه‌ مریوان خدمت کرد. بعد برای دیدار از خانواده‌‌ا‌ش به دامغان مراجعت نمود. هرچند خانواده به دلیل علاقه‌ زیاد مانع دوباره رفتنش بود اما با واسطه قراردادن دایی خود دوباره عزم رفتن کرد.</span><span style=”color: #000000;” data-mce-style=”color: #000000;”>محمد مدت دویست‌‌وبیست‌‌وهفت روز در جبهه‌ها خدمت نمود.</span><span style=”color: #000000;” data-mce-style=”color: #000000;”>بیست‌‌ونهمین روز تیرماه سال هزاروسیصدوشصت‌‌وشش در عملیات تک جزیره جنوبی با برخورد ترکش به صورت و گردنش به شهادت رسید.</span><span style=”color: #000000;” data-mce-style=”color: #000000;”>پیکر پاکش در فردوس‌رضای دامغان آرام گرفت.</span><span style=”color: #008000;” data-mce-style=”color: #008000;”><strong>”راهش جاوید باد”</strong></span>

ادامه مطلب
شهید حسین قربانی محمدآبادی 20 سپتامبر 14

شهید حسین قربانی محمدآبادی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

یوسف فصل زرد و رنگ‌‌باختگی زمین را به نظاره نشسته بود. در نگاه سنگین و آرام او در بیست‌‌وهشتم شهریور چهل‌‌وپنج، نوزادی قدم را به جهانی پر از شگفتی نهاد. در کنار اهل خانه در روستای ورکیان با تمام مردم پاک‌دل و باصفایش به زندگی سلام گفت.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید محمد قربانی 20 سپتامبر 14

شهید محمد قربانی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

خداوند قوی‌ترین دوست آقا رضا بود. همسر مهربان و صمیمی‌اش صغراخانم هم، به خدا ایمان داشت و عشق می‌ورزید. دو فرزندشان محمدحسین و فاطمه در سایه این الفت و یک‌‌رنگی بزرگ شده بودند. این زن و مرد مؤمن و زحمت‌کش دنیا را محضر خدا و محل امتحان خود می‌دیدند.

محمد نیز هدیه خدا بود به ایشان در پانزدهم آذرماه سال هزاروسیصدوسی‌‌وشش. پس از نذر هفت‌‌ساله‌شان و توسل‌شان به امام‌‌هشتم(ع) محمد به دنیا آمد و عهد آن‌ها را با خدا استوارتر کرد. تا هفت سال هر وقت موی سرش بلند می‌شد، کوتاه می‌‌کردند و از آن نگهداری می‌نمودند تا هم‌‌وزن آن طلا به آستان بهشتی امام ‌‌هشتم(ع) هدیه کنند.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید یحیی قاضی پور 20 سپتامبر 14

شهید یحیی قاضی پور

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

بهار بود و کوهسار شمالی دامغان، روستای طزره فرورفته در طراوتی سبز و شادابی محض با بوی جاری زندگی و عطر دل‌انگیز شکوفه‌های بهاری در هم آمیخته. خانوادۀ شعبانعلی در ششمین روز از اولین ماه فصل بهار سال ‌هزاروسیصدوچهل پذیرای مهمان نوروزی شدند که نعمت و عنایت خداوند به آنان بود.نام زیبای یحیی را برایش برگزیدند. آن روز که نامش را یحیی نهادند هیچ ‌کس نمی‌دانست او زنده ابدی برای همیشه تاریخ خواهد شد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید شعبان قاضی پور 20 سپتامبر 14

شهید شعبان قاضی پور

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شعبان فرزند محمدعلی در سال ‌هزاروسیصدوچهل‌ودو در شهرستان بهشهر به دنیا آمد. پدر و مادر او را با رنج و مشقت بزرگ کردند. هفت‌‌ساله که شد مثل همۀ بچه‌ها به مدرسه رفت. تا ششم ابتدایی درس خواند و تحصیل را رها کرد. او آخرین فرزند خانواده‌ای پرجمعیت بود.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید ابراهیم قاسمی برمی 20 سپتامبر 14

شهید ابراهیم قاسمی برمی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

علاقۀ زیادی به امام ‌حسین(ع) و عزاداری محرم داشت. با شنیدن بوی محرم جامۀ سیاه می‌پوشید و در عزای حضرتش سوگوار بود.زیارت عاشورا و دعای توسلش ترک نمی‌شد. نمازجمعه‌ها را نیز در دانشگاه تهران اقامه می‌کرد. مجرد بود و اولین فرزند خانواده. از قدیم گفته‌اند: «لقمۀ پاک شود قابل فیض.»

پدرش حاج‌‌محمد سواد چندانی نداشت و از راه کارگری امرار معاش می‌کرد. ابراهیم از همان کودکی دستش به دست پرمهر پدر بود و با هم به مسجد ابوذر می‌رفتند و لذت مناجات با ایزد یکتا این‌گونه در وجودش نهادینه‌ شد.

دهم مهرماه سال هزاروسیصدوچهل‌وهفت در تهران متولد شد و پس از گذراندن دوران کودکی، در منطقۀ هفده تحصیلات ابتدایی‌اش را سپری کرد. دوران راهنمایی را در مدرسه‌ای نزدیک امام‌‌زاده حسن گذراند و وارد دورۀ متوسطه شد. در رشتۀ برق در هنرستان توحید موفق به گرفتن دیپلم گردید.مهربان بود و خنده‌رو. خیلی اهل شوخی نبود. پای‌‌بند به مسجد و هیئت و اهل مشورت.

اوقات فراغتش را به مطالعه می‌گذراند. به کوه‌‌نوردی و تفریحات سالم مثل داشتن آکواریوم و دوچرخه‌سواری علاقه‌‌مند بود. در نبود پدر کمک به حال مادر بود در خرید و کارهای خانه.

بسیجی بود و دو بار به منطقه اعزام شد. سه ماه آموزشی‌اش را در پادگان ولی‌عصر(عج) گذراند و بعد به دهلران رفت.بار دوم که پا در میدان نبرد ‌‌گذاشت، پس ‌‌از توفیق شش ماه حضور در دانشگاه جبهه فارغ‌التحصیل مدرسۀ عشق شد و شلمچه سکوی پروازش.

در سیزدهم اسفندماه سال هزاروسیصدوشصت‌‌وپنج، روحش با اصابت ترکش در شلمچه از قفس تن رها شد. پس از پنج روز پیکر پاکش به تهران انتقال داده شد و بر روی دستان عاشقان ولایت و شهادت تشییع باشکوهی شد و سپس در قطعۀ ۲۷ بهشت‌‌زهرا به خاک سپرده شد.

“راهش جاوید باد”

ادامه مطلب
شهید احمد فؤادیان 20 سپتامبر 14

شهید احمد فؤادیان

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

احمد فرزند حسن، سال هزاروسیصدوچهل‌‌وپنج در دامغان و در خانواده‌‌ای پرجمعیت به دنیا آمد. پدر با کشاورزی و پرورش گاو و گوسفند، خانواده عیال‌‌وار را اداره می‌کرد.ابتدایی را در دبستان شهید کلانتریان و سه سال راهنمایی را در مدرسه شهید امینیان پشت سر گذاشت.

ادامه مطلب

ادامه مطلب