جستجو در دایره المعارف شهدا

مطالب منتشر شده در دسته ی "پاسدار"

شهید سعید علیزاده 23 فوریه 16

شهید سعید علیزاده

«ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود                                                       واندل که با خود داشتم با دل ستانم می رود
در رفتن جان از وطن گویند هر نوعی سخن                                                     من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود»

بوی سیب می آمد و سفری قریب و گریه هایی غریب که نوزاد در آغوش مادر آمدنش را مدام نشان می داد.

فرزند سوم را سعید نام گذاشتند.
دوازده روز از اردیبهشت شصت وهشت می گذشت و حاج علی اصغر دومین پسرش را با دلهره ای رازناک در آغوش گرفت.
او از ردپای هر روز مادر که سجاده اش بود و آسمان نیایش و نفس های پرطراوت دعاهایش، و قدم های استوار پدر، رسم بندگی و زندگی آموخت. تحصیلاتش را تا دیپلم در دامغان گذراند.
نوجوانی که مسئول پایگاه بسیج باب الحوائج بود. دردمندی که درمانش راز و نیاز با معبود بود. اگر جست وجویش می کردی در هیئت پیدایش می کردی. اما باید از مرز شهر عبور می کرد. برای رسیدن به مقصد از آب و خاک عبور باید کرد.
برای ادامه تحصیل، دانشگاه امام حسین(ع) را انتخاب کرد. پس از پایان تحصیلات پاسدار تیپ ۱۲ قائم(عج) سمنان شد و این بار از نقشه و از مرز و از خط گذشت.
برای دعاهای مستجابش رو سوی مولایش حسین(ع) کرد. در چله نشینی زائران حسین(ع) در گمنام ترین راه عاشقی قرار گرفت؛ جاده ای به رنگ سرخ، پیامبران سرخ آزادگی.
در تمام طول مسیر از مولایش اذن خواست و دعای حضور و افتخار سربازی.
قنوت¬هایش در گوش هفت آسمان می پیچید و جانمازش به وسعت دریاها نمناک می شد.
در دومین چله نشینی اش در دومین پیاده روی اربعین اذن سربازی بانو را گرفت. پس از آن راهی شام شد و چه سعادتمند بود سعید و چه بیدار بود سعید. بیدارتر از تمام جهان.
رفت و این بار در خودش چله ای گرفت. رفت و این بار از پله-های خودش بالا رفت و عشق پرواز کرد تا خدا.
در مسیر آزادسازی مناطق نبل و الزهرا در دوازدهم بهمن ماه نود و چهار در آغوش یار مأوا گرفت.

ادامه مطلب
شهید سید مصطفی سجادی نژاد 3 جولای 15

شهید سید مصطفی سجادی نژاد

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

در میان گل‌‌‌های بهشتی در سومین روز اردیبهشت‌‌‌ماه سال ‌هزاروسیصدوچهل‌‌‌ویک همراه با عطر خوش گل‌‌‌های محمدی، فرزندی زهرایی(س) و از تبار خاتم مرسلین(ص)، دست در دست عرشیان الهی قدوم پاکش بر زمین نهاده شد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید حسین یحیی 29 ژوئن 15

شهید حسین یحیی

“بسم رب الشهداء و الصدیقین”

شهید حسین یحیی محل تولدش یکی از محله‌های قدیمی دامغان به نام محله‌امام است. اولین روز آبان‌ماه سال چهل‌وچهار، چهارمین فرزند خانوادۀ آقای یحیی به دنیا آمد. نامش را حسین گذاشتند. حسین در همین محله قدیمی روزگار را گذرانده و در کنار دیگر برادران بزرگ شد. تحصیلاتش را تا سوم راهنمایی ادامه داد. سال شصت‌ودو درست زمانی که هجده سال داشت تصمیم گرفت برای اولین بار به جبهه برود. به‌همراه دوستانش. راهش را درست انتخاب کرده بود. می‌گویند اکثر دوستانش از اهالی «عند ربهم یرزقون» بودند از جمله شهید فوادیان، شهید عالمی و شهید مشهد، پس نشانی‌ها همه درست بوده. ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید سید علی اصغر شنایی 10 ژوئن 15

شهید سید علی اصغر شنایی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

دهم آبان‌‌ماه سال هزاروسیصدوپنجاه‌‌ونه، در خانواده‌‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدربزرگش مرحوم سیداسحاق، به علت علاقۀ بسیار به حضرت علی‌‌اصغر(ع) نام او را علی‌‌اصغر گذاشت. پدرش سیدعباس، کشاورز و دامدار بود و به حلال و حرام بسیار اهمیت می‌‌داد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید محمد علی ذوالفقاریان 10 ژوئن 15

شهید محمد علی ذوالفقاریان

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

تابستان بود و خورشید تیرماه سخاوتمندانه بر اهالی کویری شهر دامغان طلا می‌‌پاشید. خوشه‌‌های گندم به بار نشسته بود. خنکایِ نسیمِ تولدِ محمدعلی خستگی انتظار نه‌‌ماهه را از تن مادر و پدر به در کرد. هجدهمین روز از اولین ماه گرم سال ‌‌هزاروسیصدوسی محمدعلی پا به عرصۀ گیتی نهاد. 

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید مهدی خراسانی 10 ژوئن 15

شهید مهدی خراسانی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

پنجمین روز مردادماه سال هزاروسیصدوشصت هجری شمسی، روستای خورزان دامغان، خانۀ حسین‌‌آقا شاهد زیباترین حضور زندگی و لبخندهای اجابت پروردگار بود.

نور تولد مهدی چشم ستارگان فلک را روشن کرد و آسمانیان به نامش غزل‌‌خوان شدند وقتی که در آغوش مهربان مادر جای گرفت. هیچ کس جز خدا نمی‌‌دانست که مادر مهدی از جملۀ مادرانی است که دسته‌‌گل به رود می‌‌فرستند؛ گاهی به نیل، گاهی به علقمه یا اروند و کارون…

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید محمد مهدی ایثاری 9 ژوئن 15

شهید محمد مهدی ایثاری

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

ستوان‌یکم محمدمهدی ایثاری فرزند محمدعلی بیست‌وچهارم اردیبهشت هزاروسیصدوشصت‌وچهار در خانواده‌ای مذهبی در دیباج دامغان متولد شد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید علیرضااکبرزاده 9 ژوئن 15

شهید علیرضااکبرزاده

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

به گواهی شناسنامه، علیرضا از اهالی تهران است اما به‌ راستی او متولد مهران بود. جایی که آسمانی شد و نقطه پرواز او بود. علیرضا متولد بیست‌وهفتم آذرماه سال چهل‌ویک در خانواده‌ای که سهم مهربانی پدر و مادر باید بین چهار برادر و پنج خواهر قسمت می‌شد، به دنیا آمد.

پدرش پیمانکار آزاد شرکت نفت و راننده کامیون بود و تمام جاده‌های زندگی را با چرخ‌های همت و تلاش در کسب روزی حلال طی می‌کرد.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید یحیی میرزاپور 22 می 15

شهید یحیی میرزاپور

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید یحیی میرزاپور فرزند اسماعیل در تاریخ ۱۳۴۰/۰۱/۲۰ در دامغان متولد شد. پدرش از راه کشاورزی به سختی امرار معاش می کرد .او پس از دوران کودکی در هفت سالگی وارد دبستان شد پس از اتمام دوره ی ابتدایی و راهنمایی وارد مقطع دبیرستان شد و نتوانست این مقطع را پشت سر بگذارد و مدرک دیپلم خود را اخذ بنماید. ادامه مطلب

ادامه مطلب
شهید جعفر مهرابی 22 می 15

شهید جعفر مهرابی

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید جعفر مهرابی فرزند رمضان در تاریخ ۱۳۴۴/۰۶/۰۹ در روستای محمد آباد شهرستان دامغان دیده به جهان گشود. پدرش کشاورز بود و از این راه امرار معاش می کرد. او پس از دوران کودکی در هفت سالگی وارد دبستان شد و تا سال پنجم ابتدایی به تحصیل ادامه داد بعد از آن به دلیل فقر و اوضاع نابسامان اقتصادی مجبور به کار کردن شد تا کمک حالی برای خانواده اش باشد و با کارگری اندکی از مشکلات خانواده اش کاسته شود و با شروع جنگ و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت این ارگان در آمده و از اعضای فعال آنجا به شمار می آمد. ادامه مطلب

ادامه مطلب