جستجو در دایره المعارف شهدا

شهید علی اکبر عسگری مایانی

فرازی از وصیت نامه:
شهید علی اکبر  عسگری مایانی

 

ویدئو کلیپ مربوطه
Loading the player...

مشخصات فردی

نام و نام خانوادگی :علی اکبر  عسگری مایانی
نام پدر :علی اصغر
تاریخ تولد :۱۳۳۱/۰۵/۱۱ 
محل تولد :روستای مایان دامغان
شغل :آزاد
وضعیت تاهل :متاهل
مسئولیت :تک تیرانداز
سن : 
خانواده چند شهید :دو شهید

شناسنامه شهادت

تاریخ شهادت :۱۳۶۱/۰۲/۱۷
محل شهادت :خرمشهر 
نام عملیات :بیت المقدس
موضوع شهادت :جبهه
نحوه شهادت :بر اثر بمباران دشمن

شناسنامه تدفین

کشور :ایران
استان :تهران
شهر :تهران
روستا : 
تاریخ تدفین : 
گلزار :بهشت زهرای تهران

نقشه محل تدفین

زندگی نامه شهید

“بسم رب الشهداءوالصدیقین”

شهید علی اکبر عسگری مایانی. علی اصغر مردی ساده بود و اهالی آبادی مایان، اهل کشت و کار و مزرعه. چهار فرند داشت. در مزرعه دنیا نیز خدایش بارها او را آزموده بود و مبتلایش کرده بود. آزمون هایی از جنس درد و فراق. هم او و هم فرزندانش را. چند سالی از فوت همسرش می گذشت و او چند سالی بود که محمدتقی و مادرش، سایۀ گرم و مهربانشان را مهمان خانه اش کرده بود. حالا بعد از گذشت اندک سالی خانه شان پر از مادرانه هایی بود که باید بود و باشد. اجاق زندگیشان گرم و چراغ خانه شان روشن تر از همیشه بود. و گواه این گرمی در یازدهم مرداد ماه سال سی و یک با ورود علی اکبر بر همگان ثابت شد.

صدای نوزاد گوش روستای مایان را پر کرد. نامش را علی اکبر گذاشتند. کسی که از همه خوشحال تر بود، پسر بزرگ خانواده، محمد تقی بود. انگار دلش گواهی می داد. کسی در آنسوی آسمان ها، در گوشه ای از بهشت، درست بیست سال دیگر، در طبقی از گل، منتظر این دو برادر ایستاده است.

اگر خوب به محمدتقی نگاه می کردی، این را از برق نگاهش و از لبخندهای شادمانه اش می فهمیدی. وقتی که علی اکبر قدم به خانه شان گذاشت؛ محمدتقی نوجوانی سیزده ساله بود. جوانمردی که با روزگار ناممکن ها در جدالی سخت بود.

کودکی علی اکبر در روستای مایان گذشت. تحصیلات ابتدایی را در روستا گذراند. پدرش برای خرید و فروش کالا به روستاهای اطراف می رفت و در سرمای زمستان دچار حادثه شد و وقتی که علی اکبر کوچک بود از دنیا رفت.

خانواده علی اکبر تصمیم به مهاجرت گرفتند و به تهران رفتند. علی اکبر تحصیلات خود را تا پایان مقطع متوسطه با موفقیت ادامه داد. و پس از آن برای دورۀ سربازی خود را آماده می کرد. او در سایه سار ایمان مادر و برادر بزرگتر خود رشد می کرد. چون برادر در هیئت های مذهبی شرکت می کرد. در دعای کمیل حضور فعال داشت. رشته تحصیلی او برق بود.

او توانست یک مغازه الکتریکی اجاره کند و به این شغل روی آورد. سال پنجاه و چهار ازدواج کرد و حاصل این ازدواج مبارک دو دختر شد. قبل از انقلاب از مبارزین بود و در جریان مبارزات قرار گرفت. از پخش اعلامیه گرفته تا تکثیر نوارهای امام خمینی(ره).

با تشکیل بسیج به عضویت بسیج درآمد. سال شصت پس از شروع جنگ راهی میدان شد. علی اکبر، این بسیجی عاشق امام مدت پنجاه روز را در میدان مبارزه حضور عاشقانه داشت. و سرانجام در هفدهم اردیبهشت شصت و یک، درست پنج روز بعد از شهادت برادرش، محمدتقی، در خرمشهر بر اثر بمباران دشمن در عملیات بیت المقدس در کنار برادرش در عرش الهی به پروردگار خود سلام گفت.

پیکر پاکش در کنار برادر در بهشت شهیدان پایتخت آرام گرفت.

(لازم به ذکر است که شهید محمدتقی کردی و شهید علی اکبر عسگری با هم برادر هستند.)

    “راهش جاوید باد”

یک دیدگاه برای “شهید علی اکبر عسگری مایانی”

  1. داود گفت:

    شهید علی اکبر عسگری مایانی فرزند علی اصغر و عذرا مصدق بوده و شهید محمد تقی کردی فرزند امامقلی و عذرا مصدق بوده اند.محمدتقی دارای یک برادر تنی بنام محمدرضا بوده که از همه بزرگتر بوده است .مرحوم علب اصغر صوت دلنشینی در تلاوت قران داسته است بعد از فوت ایشان مرحومه عذرا مصدق از روستای مایان هجرت و به تهران امده و در منطقه خزانه بخارائی ساکن می گردد.شهید علی اکبر فردی مومن و متقی و شوخ طبع بودند.شهیدان محمد تقی و علی اکبر با کاروتلاش خود از مادر سرپرستی بطوریکه تا بعداز ازدواجشان هم مادر با انها زندگی می کرد.شهید علی اکبر چند سالی پس از ازدواج محل سکونت خود را در نزدیکی محل اقامت مادرو برادرش قرار داده اما فعالیت هر دو برادر در دوران انقلاب و پس از پیروزی انقلاب چشمگیر بود.اما مسئله مهم شهادت هر دو برادر در یک روز و در ۲ محور جدا در عملیات بیت المقدس بوده است
    اما بواسطه برخی شرایط خاص ابتدا مراتب شهادت محمد تقی را به خانواده اطلاع میدهند و در روز سوم مراسم شهید محمد تقی کردی مراتب شهادت علی اکبر را نیز اطلاع رسانی می نمایند.
    محمدرضا برادر بزرگتر شهید محمد تقی که برای شناسائی پیکر مطهر برادر خود به معراج شهدای تهران رفته بود اطهار داشت : من که وارد محوطه نگهداری پیکر شهدا شدم ابتدا چشمم به پیکیر شهیدی افتاد که ناگهان صدا زدم این برادرم علی اکبر است که عوامل ان محل گفتند خیر اشتباه می کنیدشما پیکر محمد تقی را شناسائی نمائید علی ایحالس از شناسائی برادرم شهید محمدتقی پیکر ایشان را تحویل و تشیع و بخاک سپردیم و با اطلاغ از شهادت علی اکبر همینکه برای شناسائی رفتم درست مستقیم سر پیکری رفتم که قبلا دیده بودم یعنی پیکر برادر ناتنی ام شهید علی اکبر عسگری مایانی.روح همه شهدا و مادر مکرمه و برادر این بزرگوران شاد و قرین رحمت واسعه قرار گیرد

نظر خود را بگذارید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.